برداشت های من از جهان پیرامون

بایگانی

دفاع از تز دکتری و چیزهای دیگر

چهارشنبه, ۱۳ خرداد ۱۳۹۴، ۰۶:۰۸ ب.ظ

بالاخره 2 روز قبل از تز دکترام با عنوان " کاربرد تصاویر متعامد در برخی مسائل شدنی محدب" و با نمره 20 دفاع کردم.

(توضیح اضافی: عموما نمرات تز، بین 18.5 تا 20 قرار دارن. مگر دانشجویی که سنواتش گذشته باشه و گروه به خاطر این از نمرش کم کنه)

-------------------

تو سال های اخیر خیلی مرسوم شده که یه عده مطالبی رو در مذمت تحصیل در دوره دکتری بگن و یا بنویسن. البته مطالبشون هم تا حد زیادی درسته اما باید یک نکته رو مد نظر داشت، تمام دوران تحصیل در قبل از دکتری (از دبستان تا فوق لیسانس) در مقایسه با دکتری مثل شنیدن اخبار جنگ از تلوزیون در مقایسه با بودن در خط مقدم نبرد هست.

تا زمانیکه آدم پاش رو از لیسانس فراتر نذاشته، برای تمام مشکلات دنیا راه حل های خلاقانه ای داره. اما وقتی که دکتراش رو می گیره نه تنها برای مشکلات راه حلی نداره، بلکه به تمام راه حل های موجود هم شک داره!


  • عباسی

نظرات  (۳)

ببخشید میشه در مورد پاراگراف اخر پستتون بیشتر توضیح بدبد

پاسخ:
قبل از اینکه کسی دکتری بگیره خیلی مسائل رو سبک و سنگین نمی کنه و وقتی برای مشکلی راه حلی داره فکر میکنه که این راه حل بهترین راه حل هست. اما وقتی دکتری می خونی و رو یه موضوع علمی کار می کنی، میفهمی هر روشی معایب و محاسنی داره و پیدا کردن یه راه حل مطلق، خیلی خیلی سخت هست.

بله اون دو گزینه اول جالب بود ممنون

البته یه چیزای جالب دیگه هم که فهمیدم این هست که کارهای برخی ریاضیدانان زیر سایه کارهای خوب دیگران قرار میگرفته و زیاد مطرح نمیشدند. در واقع از بدشانسی، هم عصر نخبه های دیگه می شدند و حتی بخاطر نوع نگارش بد و عجیبشون کم کم آثارشون از بین می رفته و کسی اعتنا نمیکرده. در حالی که بقول شما بعدها به اهمیت اون آثار پی برده میشده.

پاسخ:
مثل بدشانسی نیمار که هم دوره با مسی و رونالدو شده!

چون امتحان تاریخ ریاضی داریم کتاب آشنایی با تاریخ ریاضیات رو ورق میزدم...یه سوال برام پیش اومد:

به نظرتون چرا یه سری ریاضی دانان در قرن های گذشته زیاد حس و حال اینکه مطالبشون رو به موقع منتشر کنن نداشتند؟! و یا بعضا گوشه گیری میکردند و حتی دست نوشته ها و مطالبشون بعد از مرگشون منتشر میشده. البته من قرون خیلی دور رو منظورم نیست. چون واضح هست که اون زمانها امکانات برای درج مطالبشون به سختی تهیه میشده.

پاسخ:
سوال جالبیه. و شاید فقط یه ریاضیدان بزرگ بتونه به این سوال جواب بده. اما جواب هایی که به نظر من میرسه این هاست.البته تا اونجا که من یادم میاد این گاوس بوده که خیلی نتایجش رو منتشر نمی کرده و گرنه اغلب نفرات دیگه که خودشون رو می کشتن برای منتشر کردن نتایجشون!
1- شاید گاوس اصلا دوست نداشته که ریاضیدان بشه ولی چون با استعداد بوده خود به خود ریاضیدان شده.  گاوس  نه از تدریس ریاضی و نه از همکاری با ریاضیدان های دیگه اصلا خوشش نمیومده ولی خوب با استعداد بوده و بزرگ ترین ریاضیدان تاریخ شده.
2- شاید گاوس بقیه رو خنگ می دونسته و به خاطر این فکر می کرده که چرا باید این مطالب رو منتشر کنه درحالیکه دیگرون  اونها رو نمی فهمن. البته در این مورد گاوس تا حد زیادی حق داشت. چون بقیه ریاضیدان های هم عصر گاوس هیچکدوم حتی 10 درصد دستاوردهایی که گاوس داشت رو نتونستن به دست بیارن.
--------------------------------
یه داستان دیگه هم هست که شاید گفتنش جالب باشه. برنولی یه مسئله ی معروف رو مطرح می کنه تا ریاضیدان های زمان خودش رو به چالش بکشه، یه نسخه از این مسئله دست نیوتن میرسه، و نیوتن تو نصف روز حلش می کنه بعد پاسخ سوال رو می نویسه و بدون اینکه اسمش رو زیر نامه بنویسه برای برنولی میفرسته. وقتی برنولی جواب رو می بینه؛ می فهمه که نیوتن مسئله رو حل کرده و می گه:" شیر رو از رو جای پنجه هاش شناختم".
بنابراین یه احتمال دیگه هم هست که اینه که بعضی از نتایجی که امروز خیلی پرکاربرد و مهم شدن در زمان خودشون زیاد مهم نبودن و ریاضیدان هایی که اونها رو کشف می کردن خیلی به اهمیتشون واقف نبودن و چون حل این سوال ها احتمالا خیلی براشون سخت نبوده این سوال ها براشون خیلی عادی جلوه می کرده و  تلاشی هم برای نشرشون نمی کردن.
یه احتمال دیگه هم اینه که ریاضی شغل این افراد نبوده بلکه تفریحشون بوده، بنابراین وقتی مسئله ای رو حل می کردن به جای  اینکه اون رو منتشر کنن و خودشون رو درگیر جر و بحث کردن با این و اون کنن که مسئله ای که من حل کردم درسته (مثل حدس پوانکاره و مشکلات گریگوری پرلمان) اون مسئله رو رها می کردن و می رفتن سراغ یه مسئله دیگه تا ازش لذت ببرن. ولی من در مورد گاوس من فکر می کنم اون دو گزینه ای که اول گفتم بیشتر صادقه تا اون چیزهایی که تو این انتها نوشتم.

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی