برداشت های من از جهان پیرامون

آخرین نظرات

ضعف های آموزش ریاضی در ایران

سه شنبه, ۳ آذر ۱۳۹۴، ۱۱:۲۰ ب.ظ

تعدادی از ضعف های آموزش ریاضی دانشگاهی در ایران از نگاه من (اغلب این ضعف ها در رشته های دیگه هم کم و بیش وجود داره):

1- ارتباط بین درس ها به طور درست آموزش داده نمیشه؛ مثلا در درس آنالیز ما مفهومی به نام چگال بودن رو داریم؛ کلی مثال و تمرین در مورد چگال بودن حل می کنیم بدون اینکه واقعا بدونیم این مفهوم چی هست؟ کسی به ما نمی گه که مثلا اگر مجموعه A در B چگال باشه؛ اونوقت میشه هر عضو B رو با دقت دلخواه با اعضای A تقریب زد و از این موضوع در آنالیر عددی استفاده میشه برای تقریب توابع برحسب توابع دیگه (مثل چندجمله ایها!) چون آموزش به هم ناپیوسته است ما خیلی نمی تونیم ارتباطی بین انالیز عددی و انالیز ریاضی برقرار کنیم. وقتی که آنالیز عددی می خونیم آنالیز ریاضی یادمون رفته و وقتی آنالیز ریاضی می خونیم آنالیز عددی یادمون رفته!

2- درس ها به سرعت فراموش میشن؛ ما اغلب درس ها رو فقط در طول ترم دوبار می خونیم یک بار 2 روز قبل از امتحان میان ترم و یک بار دیگه 2 روز قبل از امتحان پایان ترم و یک هفته بعد از امتحان درس، حتی گاهی اسم کتاب مربوط به اون درس رو هم فراموش می کنیم! از دوستانم کسانی که برای تحصیل به دانشگاه های خارجی (به خصوص اونهایی که به دانشگاه های امریکای رفتن) همشون بریک چیز تاکید می کنن و اونهم حجم زیادی از تکلیف و کوییز و تمرین و کد کامپیوتری که یک دانشجو باید در طول ترم تحویل بده. در واقع دانشجو اگر درسی رو در طول ترم بر میداره واقعا یک ترم به طور کامل با اون درس درگیر میشه و این موضوع باعث میشه مطالب سریع فراموش نشه. در حالیکه ما اینجا دو شب زحمت می کشیم و مطالب رو حفظ می کنیم. بارها برگه هایی رو دیدم که دانشجو سوالی رو شروع کرده به حل و وسط های حل چیزهایی رو که حفظ کرده قاطی کرده و یک مطلب کاملا نامرتبط نوشته.

3- مفاهیم به درستی درک نمیشن. مثلا من با اینکه درس جبر خطیم خوب بود و نمره خوبی رو هم از امتحانش گرفتم، مدت ها بعد از پاس کردن این درس تازه کم کم یه چیزهایی از هدف این درس دست گیرم شده. مثلا دانشجوها مباحثی مثل بردار ویژه و مقدار ویژه رو در درس جبر خطی میخونن. ولی اگر یکی از سوالات امتحان پایان ترم دانشجوها این باشه که چرا مقادیر ویزه مهم هستن؛ کمتر دانشجویی میتونه به این سوال جواب بده. یا کمتر دانشجویی هست که اهمیت قضیه حد مرکزی در آمار رو بدونه. کمتر دانشجویی هست بدونه واریانس چیه و اصلا چرا واریانس رو حساب می کنن!!!

4- سعی نمی کنیم مفاهیم رو تجربه کنیم! به نظر من فقط کسی میتونه بگه بسط تیلور رو فهمیدم که خودش بره و برای چند تا تابع؛ اون توابع و بسط های تیلور اون توابع رو رسم کنه (مثلا میپل با چند دستور ساده این کار رو می کنه) با نگاه کردن به این شکل ها خیلی بیشتر از چندین ساعت خوندن فرمول ها میشه مفهوم یاد گرفت! یا مثلا در آنالیز ثابت میشه که هر سری همگرای مشروط رو میشه به گونه ای تجدید آرایش کرد که به عددی دلخواه همگرا بشه، این موضوع رو میشه با کامپیوتر آزمایش کرد و دید که واقعا این اتفاق میفته!

5-(این قسمت بیشتر برای دانشجوهای خیلی قوی هست): دانشجوهای خیلی قوی؛ عموما وقتشون رو صرف حل تمرین ها خیلی سخت می کنن. این کار سود زیادی نداره اولا این کار وقت زیادی رو می گیره در حالیکه اولا عموما تمرین های سخت حل نمیشن و یک حس نا امیدی در دانشجو شکل میگیره (البته وقتی هم که حل میشن حس غرور شکل میگیره) و ثانیا حل کردنشون به درد نمی خوره چون بعد مدتی راه حل فراموشتون میشه. میشه تمرین های متوسط رو حل کرد و این وقت رو مثلا به خوندن زبان انگلیسی صرف کرد که یادگیریش بسیار با ارزش هست.

6- دانشجوها از کار با نرم افزارها فراری هستن. کار با نرم افزارها لزوما برنامه نویسی نیست که شاید کمی سخت باشه. دانشجوها حتی تلاش نمی کنن از دستورات آماده هم استفاده کنن. می تونم با قاطعیت بگم بیش از 60 درصد دانشجویان سال 4 ریاضی بلد نیستن نمودار یه تابع مثل سینوس و یا کسینوس رو توسط هر نرم افزاری که خودشون صلاح می دونن رسم کنن.

7- شماره 7 هم وجود داره  ولی فعلا مصلحت ندیدم بنویسمش. 

  • عباسی

نظرات  (۱)

حتی اگه این درگیر کردن همه گیر بشه بعضی از اساتید نمیتونن مسئله یا سؤالی بدن که ذهن آدمو درگیر کنه تا بتونه ارتباط بین درس ها توی مغز برقرار بشه

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی