برداشت های من از جهان پیرامون

آخرین نظرات

کورت گودل

جمعه, ۱۳ آذر ۱۳۹۴، ۰۸:۳۳ ب.ظ

کورت گودل (به آلمانیKurt Gödel) (زادهٔ ۲۸ آوریل ۱۹۰۶ در شهر برنو در پادشاهی اتریش-مجارستان،[۱] درگذشتهٔ ۱۴ ژانویه ۱۹۷۸ در شهر پرینستون، ایالت نیوجرسی آمریکاریاضی‌دان، منطق‌دان و فیلسوف اتریشی بود.

 او دومین فرزند از دو فرزند خانواده ای مهاجر و آلمانی بود که در صنایع نساجی شهر کار می کردند. کورت جوان در تمامی دوران تحصیل دبستان و دبیرستان خود حتی یک بار هم نمره ای غیر از عالی نگرفت، اما با این حال هنوز نشانه ای ویژه از نبوغ خارق العاده ی خود را بروز نداده بود.او کودکی بسیار پرسش گر بود، به طوری که دیگران او را آقای چرا می نامیدند. کورت در عین حال شخصیتی درون گرا داشت.

گودل در سن دوازده سالگی و زمانی که امپراتوری اتریش-مجارستان از هم پاشید، خودبخود تابعیت چک اسلواکی یافت اما در ۲۳ سالگی خود تابعیت اتریش را پذیرفت. او را در خانه به خاطر کنجکاوی سیری ناپذیرش به نام «آقای چرا» می‌شناختند. گودل در ۱۸ سالگی وارد دانشگاه وین شد. تا آن زمان او بر ریاضیات دانشگاهی مسلط شده بود. گرچه در ابتدا قصد داشت فیزیک نظری بخواند، در کلاس‌های ریاضی و فلسفه هم حاضر می‌شد. او که در این زمان به واقعیت‌گرایی در ریاضیات تمایل داشت، «اصول مابعدالطبیعی علوم طبیعی» کانت را خوانده بود و در جلسات حلقهٔ وین با حضور شلیک،کارنپ و هانس هان شرکت می‌کرد. او در جلساتی که در حضور شلیک کتاب «مقدمه‌ای بر فلسفه ریاضی» راسل را می‌خواندند به منطق ریاضی علاقه‌مند شد. او منطق ریاضی را علمی مقدم برعلوم دیگر می‌دانست که شامل اصولی بود که بنای علوم دیگر بر آن استوار بود.

شهرت گودل به واسطه ی قضیه ای با عنوان ناتمامیت است که در ریاضیات اثبات کرد. او به کمک منطق ریاضی، ثابت کرد که عبارت های درستی در ریاضیات وجود دارند که درستی آن ها توسط اصول ریاضی قابل اثبات نیست . این کشف، شکوه و جلال اسطوره ای بنای ریاضیات را که به عنوان قدرتمندترین ابزار شناخت هستی در دست اندیشه ی انسان پذیرفته شده بود و طی زمانی بیش از ۲ هزار سال در تاریخ علم، قد علم کرده بود، را به ناگهان فرو ریخت و بدین ترتیب، متفکران را بر آن داشت که در پندارهای خود نسبت به بنیادهای حقیقت، به طور جدی تجدیدنظر کنند. این گونه بود که تاریخ علم، بار دیگر شاهد شکست کمیت ها در برابر کیفیت شد و یک مرد، به تنهایی حقیقتی را آشکار کرد که هزاران اندیشمند بزرگ، پیش از او درباره ی آن می اندیشیدند.

گودل، سال تحصیلی ۱۹۳۴-۱۹۳۳ را در مرکز تازه تاسیس مطالعات پیشرفته ی دانشگاه پرینستون در نیوجرسی آمریکا سپری کرد ،جالب است که آلبرت اینشتین نیز در همان سال، کار خود را در پرینستون آغاز کرد و با یکدیگر دوستانی صمیمی شدند. گودل که اغلب او را به عنوان بزرگ ترین منطق دان از زمان ارسطو تاکنون مى شناسند، مردى عجیب و در نهایت تراژیک بود. اینشتین خونگرم و خوش خنده اما گودل جدى و سنگین، منزوى و منفى باف بود.

--------

اینیشتاین در اواخر عمر اعتراف کرده بود که دیگر کار خودش برایش مهم نیست و او در دانشگاه پرینستون است تا افتخار قدم زدن با پرفسور گودل و تبادل افکاری با وی را داشته باشد.

 در سال 1947 پروفسور اینیشتاین و پروفسور مورگن استرن برای مراسم سیتی زن شدن گودل و بعنوان شاهد بهمراه وی رفتند که در ضمن وی را از ابراز تئوری جدیدش بازدارند. بر طبق این تئوری قانون اساسی امریکا اجازه میدهد که امریکا به یک دیکتاتوری تبدیل شود. اینیشتاین میخواست که مطمئن شود که پرفسور گودل این بحث را با قاضی آزمایش کننده وی مطرح نکند و شانس سیتی زن شدن خود را از دست ندهد. بالاخره موقع آزمایش قاضی فورمن بعلت شرایط بعد از جنگ آنزمان این سوال را مطرح کرد که آیا بنظر گودل آیا در امریکا رژیمی مانند آلمان نازی میتواند بوجود بیاید؟ گودل با خوشحالی مشغول بیان تئوری خود شد که قاضی فورمن که خود اینیشتاین را نیز برای سیتی زنی آزمایش کرده بود بلافاصله بحث را عوض کرد که شانس گودل را برای سیتی زنی از بین نبرد.

گودل برنده اولین جایزه آلبرت اینیشتاین در سال 1951 و برنده مدال ملی علوم امریکا در سال 1974 شد. 

در اواخر زندگیش، گودل دچار بی‌ثباتی روانی و به‌خصوص ترس شدید و بیمارگونه‌ای شد از اینکه به او سم خورانده شود. به همین دلیل تنها از غذاهایی که همسرش، آدله، برایش تهیه می‌کرد می‌خورد، آنهم به این شرط که خود او اول غذا را امتحان می‌کرد. در سال ۱۹۷۷ آدله بیمار و شش ماه در بیمارستان بستری شد و بنابراین دیگر قادر نبود غذایش را تهیه کند. در این مدت گودل از خوردن دست کشید تا آنکه از گرسنگی تلف شد؛[۳] در حالی که وزنش به ۳۰ کیلوگرم رسیده بود. گواهی فوت او در بیمارستان پرینستون علت مرگش را سؤ تغذیه ناشی از اختلال شخصیت ذکر می‌کند.

کورت گودل موحد بود. دیدگاه‌های مذهبی او با نظرات دوستش آلبرت اینیشتین تفاوت داشت. او به طور جد به زندگی پس از مرگ اعتقاد داشت و بیان کرده بود: من به این که زندگی پس از مرگ وجود دارد، مستقل از هر الهیاتی، اعتقاد دارم. اگر که دنیا بر پایه عقلانیت ساخته شده و معنادار است پس حتماً باید یک چنین چیزی [زندگی پس از مرگ] وجود داشته باشد.

منابع:

1- https://fa.wikipedia.org/wiki/%DA%A9%D9%88%D8%B1%D8%AA_%DA%AF%D9%88%D8%AF%D9%84

2- http://bigbangpage.com/?p=5263

3- http://www.farhadkashani.com/index.php/2012-05-20-10-44-46/2013-05-15-10-23-54/590-2014-12-20-18-55-49

-------------------------

خیلی ها کورت گودل رو بزرگ ترین منطق دان قرن بیستم می دونن. البته به نظر من اونا کاملا اشتباه می کنن. در واقع گودل بزرگ ترین منطق دان تمام قرن ها بوده و نه فقط قرن بیستم, اونهم با اختلاف زیاد نسبت به بقیه. حداقل در زمینه منطق ریاضی دست آوردهای سایر منطق دان ها در مقایسه با گودل، بیشتر شبیه یک بازی کودکانه هست.

نکته دیگه در مورد گودل این هست که قضیه ناتمامیت خودش رو فقط زمانی که 25 سال داشت اثبات و منتشر کرد.

گودل مهمترین پرسش های منطق  ریاضی رو حل کرد. ولی یه پرسش بزرگ برای منطق دانان آینده گذاشت اونم اینکه: چطور بزرگ ترین منطق دان تاریخ؛ در اواخر عمرش اینقدر بی منطق میشه و غذا نمی خوره تا بمیره؟

  • عباسی

نظرات  (۱)

سلام.میتونم خواهش کنم که درباره ی نظریه صدق تارسکی بنویسید
پاسخ:
سلام. من نمی دونم این نظریه چی هست. تو این آدرس پایین یه چیزایی در موردش نوشته بود ولی من چیزی ازش سردر نیاوردم. 
http://www.logiciran.blogfa.com/post-127.aspx
از مدیر همین وبلاگ بالا کمک بگیرید.

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی