برداشت های من از جهان پیرامون

بایگانی
آخرین نظرات

فکر کنم این نقل قول از بیهقی هست که میگه: " من هر موقع روز شنبه برای کار به دیوان میرفتم، نقصانی در کارم حس میکردم، دلیلش هم تعطیلی روز جمعه بود"

حالا من هم چند هفته ای بود به دلایلی کار رو تعطیل کرده بودم, حالا که میخوام دوباره کارها رو شروع کنم، مثل بیهقی شدم و خیلی دست و دلم به کار نمیره.

دوست عزیزی زیر پست قبلی من با عنوان ریاضیات و مالیات خانه های خالی این کامنت رو گذاشته:

"حالا من با مالیات خونه های خالی کاری ندارم ولی در مورد استدلالتون. اینکه اضافه کردن محدودیت فضای شدنی رو کوچکتر میکنه درست و بدیهی. و جواب بهینه رو بهتر نمیکنه درست. ولی حالا کی گفته حالت بهینه رخ داده یا قراره رخ بده!!؟؟ اتفاقا اضافه کردن محدودیت خوب، گاهی کاری عاقلانه است! چون فضای شدنی که محدود بشه، ممکنه جوابهای بد از دسترس خارج بشه!! همچنانکه اگر مجموعه ی A زیرمجموعه ی B باشه، درسته سوپریمم A کوچکتر مساوی سوپریمم B خواهد بود ولی خب اینفیمم A هم بزرگتر مساوی اینفیمم B هست!!"

--------------------

نکته اول: این یکی از بهترین (و شاید بهترین) کامنت هایی بود که من تا به حال در این وبلاگ دریافت کردم. ممنون به خاطر این کامنت خوب. اینقدر این کامنت خوب بود که من کلی کار رو کنار گذاشتم تا بهش جواب بدم.

-----------------

نکته دوم (جواب اختصاصی این کامنت): واقعیتش اینه که بازار مسکن ایران تا حد زیادی یک بازار آزاد هست و صدها هزار بازیگر داره، و چننین سیستمی خود به خود در حالت بهینه قرار میگیره؛ چون اگر افرادی بخوان تصمیمات غیر بهینه بگیرن به سرعت توسط رقبا حذف میشن.

متاسفانه مشکلی که وجود داره اینه که اغلب افراد یک ایده آل ذهنی دارن و وقتی چیزی رو که مشاهده میکنن، مطابق با اون ایده آل نیست فکر میکنن سیستم از حالت بهینه خارج شده. ببینید ممکن هست من تو ذهنم داشته باشم که قیمت مناسب هر کبلو هندوانه باید 1000 تومن باشه، حالا وقتی قیمت 2000 تومن هست که من نباید بیام بگم که سیستم بهینه نیست. میشه گفت در بازارهایی مثل مسکن که محدودیت ورود و خروج بهش کم هست و بخش بزرگی از اون هم دست دولت نیست که با دستکاریش بازار رو بهم بریزه، بازار خود به خود در حالت بهینه هست. حتی بازار مسکن خوشبختانه نسبت به سایر بازارها بهتر عمل کرده و قیمت هاش کمتر از سایر بازارها رشد کرده، این نشون میده که آزادی اقتصادی چه دست آورد بزرگی هست. ببینید قیمت مسکن نسبت به سال 1392 ( موج افزایش قیمت قبلی مسکن) تقریبا 100 درصد افزایش پیدا کرده، حالا بیایید این دو نفر رو در نظر بگیرید.

نفر اول سال 92: 300 میلیون پول داشته و باهاش یک خونه خریده، الآن قیمت خونش شده حدود 600-700 میلیون.

نفر دوم سال 92، 300 میلیون پول داشته و گذاشته با سود حدود 20 درصد تو بانک، الآن ثروت فرد نفر دوم حدود 1 میلیارد تومن شده.

 خوب این نشون میده که قیمت ها تو بازار مسکن، افزایششون کمتر از سایر بازارها بوده و از دلایل مهمش اینه که بازار مسکن ایران یک بازار آزاده و ارزش های سرمایه داری و رقابت مانع از انحراف جدی در قیمت هاش میشه، مگر اینکه ما بخواهیم با قوانین عجیب مثل مالیات  از خانه های خالی ارزش های بازار آزاد رو از بین ببریم.

-------------------------------

نکته سوم (که هدف اصلی نوشتن این پست هست): 

استدلال هایی از نوع استدلال کامنت گفته شده،بسیار بسیار خطرناک و مضر به حال جامعه هستن. این استدلال ها همیشه محدودیت ها رو توجیه میکنن و خلاصه منطقشون اینه که: " ما محدودیت میزاریم تا جواب های بد رو حذف کنیم" همونطور که کامنت بالایی این حرف رو به صورت ریاضی تئوریزه میکنه!!!

کانون وکلا روی تعداد وکیل ها محدودیت میزاره چرا که استدلالش اینه که میخواد از ورود وکلای ضعیف جلوگیری کنه

مجوز تاسیس دفتر اسناد رسمی به دانشجویان حقوق داده نمیشه، چرا که استدلال میکنن نمیخوان اجازه بدن افراد ضعیف سردفتر بشن.

مجوز تاسیس داروخانه محدود میشه چرا که نمی خواهیم اجازه بدیم افراد ضعیف داروخانه تاسیس کنن.

به فازغ التحصیل رشته زبان اجازه تاسیس موسسه زبان داده نمیشه (یا با محدودیت ریاد داده میشه )چرا که میخواهیم افراد ضعیف و غیر صلاحیت دار موسسه زبان نداشته باشن.

و ...

استدلال همش یکیه، یک استدلال غلط : " ما می خواهیم جواب های بد سیستم رو حذف کنیم".  اما هدف یک سیستم حذف جواب های بد نیست، بلکه تولید جواب های خوب هست!!!

اینجوری میشه روی هر چیزی محدویت گذاشت و اون محدودیت رو هم توجیه کرد:

هیچ کس نباید از خودرو استفاده کنه با اینکار از مرگ سالانه 20 هزار نفر در جاده ها جلوگیری می کنیم!!!

هیچکس نیاید ازدواج کنه، اینجوری میتونیم طلاق رو ریشه کن کنیم!!!

بچه مون رو مدرسه نمیزاریم، اینجوری بچه مون حرف های زشت یاد نمیگیره!!!





یکی از بدیهی ترین و ساده ترین اصولی که یک دانشجوی ریاضی، در بحث مدلسازی ریاضی یاد میگیره اینه که: "اضافه شدن هر محدودیت جدید، باعث میشه جواب مدل بهتر نشه"

-------------

جالبیش اینه که با اینکه این موضوع از نظر ریاضی کاملا بدیهیه، و در فصول ابتدایی بسیاری از کتاب های ریاضی مربوط به مدلسازی نوشته شده، مثلا در کتاب تحقیق درعملیات بازارا در تمرینات آخر فصل اول این سوال پرسیده شده که: با اضافه شدن یک محدودیت جدید چه اتفاقی برای جواب مدل میفته؟ که جوابش اینه که باعث میشه جواب مدل بهتر نشه (چون باعث میشه ناحیه شدنی بزرگ تر نشه).

--------------

خوب حالا اینا چه ربطی به مسکن داره: یه مدته یه عده دور افتادن که بله ما اگر از خونه های خالی مالیات بگیریم، قیمت مسکن میاد پایین!!! این افراد ساده لوح رو باید آوورد سر یه کلاس مدلسازی ریاضی نشوند و بهشون حالی کرد که این حرفی که دارید میزنید از نظر ریاضی همونقدر اشتباه هست که اگه یک نفر بگه دو دو تا میشه 5 تا. البته اغلب این افراد خودشون رو داناتر از اون میدونن که بخوان چیزی یاد بگیرن!!!

-------------------

چنین تصمیاتی قطعا باعث بهبود قیمت مسکن نخواهد شد. در این موضوع شک نکنید. البته این مالیات گرفتن (تازه اگر بشه گرفتش) وضع دولت رو شاید بهتر کنه، ولی مطمئن باشید و ضع مسکن رو درست نمیکنه!!! یعنی اگر اینکار بتونه وضع مسکن رو درست کنه!!! باید انتظار داشته باشیم که  یه روزی 2+2 بشه 5  !!!

----------------------------

رویاهای این افراد، مبنی بر اینکه میشه با مالیات گرفتن از خونه های خالی وضعیت مسکن رو بهبود داد من رو یاد دوران نوجوانیم میندازه (وقتی که راهنمایی بودم)، اون موقع من فکر میکردم همه مهندسین دنیا سواد لازم رو ندارن و میخواستم یه ماشینی بسازم که بدون سوخت کار کنه، طرحشم خیلی ساده بود:" توی ماشین چند تا دینام و باتری میخواستم بزارم، دینام ها بعد از اولین حرکت باتری ها رو شارژ میکردن و بعد از اون چون همیشه در ماشین برق بود، میشد به کمک انرژی برق ماشین رو تا بی نهایت سوار شد"

خوشبختانه من اون رویاهایی کودکانه رو در همون دوران نوجوانی رها کردم، چرا که در دبیرستان فیزیک خوندم و فیزیک رو هم خوب خوندم!!! اما بعضی ها هنوز رویاهای کودکی شون رو رها نکردن!!! چون یا ریاضی نخوندن و یا ریاضی رو خوب نخوندن!!!

-------------

البته بعضیا ممکنه بگن تو کشورهای خارجی هم این کار رو میکنن: " جوابش اینه که تو کشورهای خارجی هم اشتباه میکنن، کلا 2+2 نمیتونه چیزی جز 4 بشه، چه تو ایران چه تو خارج!!!



بیت کوین امروز به حدود 11 هزار پانصد دلار رسید یعنی نسبت به حدود یک هفته قبل که من اون پست (بیت کوین ارز آینده)  رو نوشتم 3000 هزار دلار ( حدود 35 درصد) رشد کرده. 

یه دوستی داشتم میگفت که اگر من 10 میلیارد پول داشتم میذاشتم بانک ماهی 200 میلیون سود میگرفتم. بعد می گفت من الآن دارم ماهی 200 میلیون ضرر بی پولی میدم.

فکر کنم منم از هفته قبل تا حالا 3000 دلار ضرر بی بیت کوینی دادم!!!

-------


امروز قیمت بیت کوین رو نگاه کردم، 8500 دلار بود. یاد یکی از دوستام افتادم ( هم  خوابگاهی بودیم تو دوره فوق لیسانس)، این دوستم زمان پروژه دکتراش، یه بخشی از پروژه دکتراش مربوط میشه به  رمز نگاری؛ اینم علاقمند میشه و 4 سال پیش،میره چند تا بیت کوین میخره!!!  بعد یه مرتبه ثروت کلانی نصیبش میشه!!! چون به طور همزمان هم بیت کوین گرون میشه و هم دلار.

------------

نمی دونم چرا حس قوی دارم که تا سال 2030 بیت کوین به معتبرترین ارز در دنیا تبدیل میشه و قیمتش به 100 هزار دلار میرسه( البته شاید خیلی زودتر به قیمت 100 هزار دلار برسه). بیت کوین ارز آینده اس. حیف که قیمتش خبلی گرون شده و خریدش از ایران راحت نیست و الا حتما بیت کوین میخریدم.

به نظرم بانک مرکزی کشورمون باید یه مقدار از طلاهاش رو بفروشه . پولش رو بیت کوین بخره، بعد اعلام کنه که فروش نفت ایران با بیت کوین انجام میشه، همینکه چند تا کشور به طور رسمی معاملات با بیت کوین رو شروع کنن قیمت بیت کوین شروع به افزایش خیلی بیشتری میکنه، و سود خوبی نصیب کشور میشه!!! اصلا حالا که امریکا معمالات دلاری با ایران رو تحریم کرده باید ایران با قدرت بره سمت بیت کوین، بیت کوین رو که دیگه امریکا نمیتونه تحریم کنه.

----------------------

این پست رو اینجا نوشتم و مطمئنم دو سال دیگه میام اینجا میگم ای کاش دو سال پیش کاهلی نمیکردم و به هر ضرب و زوری بود بیت کوین میخریدم!!! 

افسانه ای هست که میگه: وقتی سپاه اسکندر وارد وارد سرزمین ظلمات میشه، و چیزی دیگه با چشم دیده نمیشه، اسکندر به سپاهیانش میگه، از این ریگ هایی که زیر پاتون هست بردارید، ولی بعد میگه هر چقدر از این ریگ ها بردارید پشیمون میشید. به هر حال خیلی از سپاهیان اسکندر میگن حالا که قراره پشیمون بشیم اصلا هیچی بر نداریم، تعداد  کمی یه مشت بر میدارن،تعداد خیلی کمی دو مشت برمیدارن و تعداد خیلی خیلی کمی  یه گونی. وقتی از سرزمین ظلمات خارج میشن؛ همه متوجه میشن که اون ریگ ها طلا بودن؛ اونایی که یک گونی برداشته بودن، حسرت میخورن که چرا دو گونی بر نداشتن، اونایی که  دو مشت برداشته بودن، حسرت میخورن که چرا یه گونی بر نداشتن، اونایی که یک مشت برداشته بودن حسرت میخورن چرا دومشت برنداشتن، و اون خیل عظیمی که هیچی بر نداشتن حسرت میخورن که چرا لااقل یک مشت بر نداشتن.

حکایت ما مردم دنیا و بیت کوین در ده سال پیش، ماجرای اسکندر و سپاهش در سرزمین ظلمات هست که به صورت عملی اتفاق افتاده. این دوستم رو که بالا گفتم بهتون؛ چند وقت پبش باهاش تلفنی صحبت میکردم کلی افسوس میخورد که چرا اون موقع بیت کوین بیشتری نخریده!!!

--------------------

تعداد کل بیت کوین هایی که میشه استخراج بشه، بیشتر از 21 میلیون بیت کوین نیست. که تا الآن حدود 18 میلیون تاش استخراج شده, یعنی به مروز زمان عرضه بیت کوین به شدت کاهشی میشه در حالیکه علاقه به بیت کوین به شدت رو به صعود هست. تا سال 2050 بیت کوین زیر یک میلیون دلار نخواهد بود!!!

من الآن کلی کار دارم  نمی دونم چرا نشستم و دارم اینا رو مینویسم!!!


پ. ن: هنوز 2-3 روز نشده که این پست رو نوشتم و بیت کوین به 9400 دلار رسیده. یعنی  نسبت به 2-3 روز پیش حدود 12 میلیون گرونتر شده!!!


کارل فردریش گاوس بزرگترین ریاضیدان همه تاریخ بوده (البته از نظر من و خیلی های دیگه) و امروز متوجه شدم که گاوس میتونه همکار من!!! محسوب بشه.

من با تومی الفوینگ مقاله دارم، تومی با یعیر سنسور مقاله داره، یعیر با هانس اشنایدر مقاله داره، هانس با الکساندر استروفسکی مقاله داره، الکساندر با ادموند لاندو مقاله داره.  ادموند هم با برنارد ریمان مقاله داره و برنارد ریمان هم با کارل فردریش گاوس مقاله داره.

واقعا افتخار بزرگی نصیب گاوس شده!!!

انیشتین هم همکار من محسوب میشه!!!

من با تومی الفوینگ مقاله دارم، تومی با جین گلوب مقاله داره، جین با جرج فورسیت مقاله داره، جرج با ارنست استراوس مقاله داره و ارنست هم با آلبرت انیشتین.

----------

متاسفانه نیوتن از این شانس محروم بود که همکار من محسوب بشه!!! ولی باز دست نیوتن درد نکنه، انیشتین و گاوس هی میخوان خودشون رو به من بچسبونن از اعتبارم سو استفاده کنن. دی

mathscinet سایت فوق العاده ای هست که کلی اطلاعات میتونه به شخص بده، از جمله همون اطلاعاتی که من بالا نوشتم.



با گذست زمان روز به روز داره گوگل ترنسلیت قوی تر و قوی تر میشه. از سال 2016 گوگل ترنسلیت از الگوریتم جدیدتری برای ترجمه استفاده میکنه که گویا  دقیقتر از الگوریتم قبلی هست اما متاسفانه این الگوریتم جدید برای زبان فارسی هنوز فعال نیست!!!

من الآن فکر می کنم یه راه برای ترجمه از فارسی به انگلیسی اینه که بدیم گوگل ترنسلیت ترجمه کنه و بعد ترجمه گوگل رو خودمون با اطلاعات زبانیمون اصلاح کنیم. البته این برای اصطلاحات و ضرب المثل ها خوب جواب نمیده، مثلا من  به گوگل ترنسلیت این ضرب المثل رو دادم :" مار گزیده از ریسمان سیاه و سفید میترسه" و گوگل ترجمه کرد:"The snake picked out the black string"  یعنی "مار ریسمان سیاه را انتخاب کرد". کلمه گزیده (یعنی نیش زده شدن) رو گوگل اشتباها گزیده به معنای گزینش کردن در نظر گرفته!!!

هنوز نرم افزارهای مترجم تو ابتدای راه هستن اما من خیلی امیدوارم با توسعه بیشتر هوش مصنوعی این نرم افزارها بتونن ترجمه های دقیق ارائه بدن. مشکل ترجمه دقیق اینه که خیلی وقت ها خود "ترجمه دقیق" خوش تعریف نیست، به این جمله نگاه کنید: " علی یک کتاب ریاضی داشت و با این وجود کتاب ریاضی احمد را هم از او گرفت و بعد کتابش را سوزاند"، حالا سوال اینه: علی کتاب خودش رو آتیش زده یا کتاب احمد رو؟

یه بحث دیگه هم تلفظ هستش، اگر شخصی زبانی رو بعد از سنین نوجوانی یاد بگیره، تقریبا غیر ممکن هست که بتونه با تلفظ خوب و بدون لهجه اون زبان رو حرف بزنه. البته تو این مورد وضع زن ها بهتر از مردهاست و اونها اغلب زبان جدید رو روان تر از مردها صحبت می کنن. ولی راه حلی که به ذهن من میرسه برای این مشکل لهجه، این هست که  اگه یادتون باشه فیزیکدان معروف استیون هاوکینگ نمی تونست صحبت کنه و براش دستگاهی رو ساخته بودن که از طریق اون صحبت می کرد. میشه از اون دستگاه ها برای افراد سالم هم استفاده کرد و مطالبی که افراد میحوان بگن توسط دستگاه بیان بشه و مشکل لهجه از بین بره. شاید اصلا یه روزی بیاد که همه افراد یکی یه دونه از این دستگاه ها تو گلوشون کار بزارن و به جای استفاده از لهجه خودشون از لهجه دستگاه استفاده کنن!!! 


گویا ملخ های صحرایی در جنوب کشور مشکلات زیادی بوجود آووردن. تا جایی که فرمانداری بندر عباس  برای کسانیکه یک کیلو ملخ زنده تحویل بدن، 8 هزار تومان پاداش در نظر گرفته.

حالا این خبر رو ببینید که پلیس لس آنجلس از ریاضی استفاده میکنه تا الگوی جرم در شهر رو به دست بیاره تا بتونه بر اون اساس منابعش رو بهینه تر به کار ببره.

-------

به نظرم میشه به کمک ترکیبی از سیستم های دینامیکی و شبکه های عصبی یک الگو برای حرکت و توزیع ملخ ها در سطح کشور به دست آوورد و بعد بر این اساس، منابع موجود رو (مثل هواپیماهای سم پاش) جوری به کار گرفت که مبارزه با ملخ ها به موثرترین شکل ممکن صورت بگیره.

مدل های ریاضی زیادی در مورد نحوه گسترش بیماری های واگیر تا حالا توسط ریاضیدان ها توسعه پیدا کرده. من فکر می کنم هجوم ملخ ها هم یه چیزی شبیه همین گسترش بیماری های واگیردار هست و میشه مدل های مشابه اون رو برای ملخ ها هم به کار گرفت. میشه به کمک معادلات لجستیک تخمینی از تعداد ملخ ها در آینده نزدیک و در نتیجه منابع لازم برای مبارزه با اونها به دست آوورد.

اگر اطلاعات مربوط به حرکت ملخ ها تاکنون به درستی ثبت شده باشه؛ میشه از این اطلاعات برای آموزش یک شبکه عصبی استفاده کرد تا بشه به کمک اون نحوه حرکت ملخ ها در آینده رو پیش بینی کرد.

------

حس می کنم تهیه چنین الگویی برای حرکت ملخ ها و مبارزه با اونها خیلی کار سختی نیست. دیروز به ذهنم رسید یه پایان نامه کارشناسی ارشد درباره این موضوع تعریف کنم. اما بعدش گفتم احتمالش کمه که چنین پروپوزالی تصویب بشه و دوم اینکه چون هیچ پیش زمینه ای در مورد این موضوع و اینکه واقعا چقدر میشه توش پیش رفت ندارم و می ترسم با شروعش بعدا توش  گیر کنم. و سوم اینکه به دست آوردن دیتای مناسب برای راستی آزمایی مدل ها خیلی سخته و اغلب، نهادهای مختلف یا دیتا ندارن و یا اگر داشته باشن تقریبا محاله که اون دیتا رو در اختیار دیگران قراربدن.

-----------------------

ای کاش وزارت کشور اطلاعات لحظه ای و جامعی رو از نحوه توزیع ملخ ها تهیه میکرد و به طور مرتب اونها رو بروز رسانی می کرد. این اطلاعات در ترکیب با اطلاعات جغرافیای منطقه و آب و هوا میتونست برای تهیه الگوی زاد و ولد و حرکت ملخ ها به کار بره.


امروز یکی از همکارها به من می گفت که مراجع تقلید بیشتر از مردم عادی عمر میکنن و دلایلی هم برای حرفش داشت. بعدا از رفتن اون همکار من وسوسه شدم ببینم حرفش درسته یا نه؟

توی اینجا فهرست 28 نفر از مراجع تقلید شیعه که در حال حاضر زنده هستند و مراجعی که از دنیا رفتن رو میتونید ببینید. من میانگین سن تمام مراجعی رو که در 20 سال اخیر فوت شدن رو حساب کردم.

(70+84+90+93+90+92+85+75+98+87+92+76+96+80+80+73)/(16.)=

                          85.06250000

یعنی میانگین عمر مراجعی که در 20 سال اخیر به مرگ طبیعی از دنیا رفتن حدود 85 سال هست. آیا این مقدار عمر زیادی هست؟ 

میانگین عمر در ایران حدود 75 سال هست و انحراف معیار حدود 15 برای این میانگین منطقی به نظر میرسه (به عنوان مثال این مقاله رو ببینید).  آیا میتونیم بگیم مراجع به طور متوسظ 10 سال بیشتر از افراد معمولی جامعه عمر میکنن؟

جواب من به این سوال خیر هست. چون:

 مرجع تقلید شدن یه جورایی تو سن پیری برای افراد اتفاق میفته و اغلب افراد تازه بعد از سن 70 سالگی به عنوان یک مرجع شناخته میشن. مثلا اگر به همون صفحه ویگیپدیا که لیست مراجع رو نوشته رجوع کنید متوجه میشید که بین مراجع زنده نوشته شده هیچکس سنی کمتر از 70 سال نداره.یعنی اغلب مراجع از بین کسانیکه حداقل 70 سال عمر کردن انتخاب میشن. و ما باید متوسط سن اونها رو با کسانیکه که حداقل 70 سال عمر کردن مقایسه کنیم. امید ریاضی (متوسط) عمر کسانیکه حداقل 70 سال عمر کرده باشن برابر هست با:

یعنی یک فرد معمولی هم که تونسته به سن 70 سال برسه، به طور متوسط میتونه حدود 84 سال عمر کنه. بنابراین به نظر نمیرسه که مراجع به طور متوسط طول عمر چندان بیشتری نسبت به افراد عادی جامعه داشته باشن.




با اختراع ماشین بخار در قرن هجدهم توسط جیمز وات عصر انقلاب صنعتی شروع شد، ولی من فکر میکنم این عصر با پشت سر گذاشتن موفقیت های بسیار تقریبا به پایان خودش رسیده، ما امروز خودروهایی ساختیم که بسیار کم مصرف، بسیار راحت و حتی بسیار ارزان هستن، هواپیماهایی بسیار ایمن، سلاح هایی بسیار کشنده!!! و ساختمان هایی بسیار بلند و مقاوم ساختیم، یه جورایی از اینجا به بعد تلاش تو اینجور زمینه های استاندارد، دیگه وقت تلف کردن هست. زمانی بود که ماشین ها تو هر 100 کیلومتر 15 لیتر بنزین میسوزوندن ولی حالا ماشین های خوب کمتر از 5 لیتر بنزین مصرف می کنن، ما میتونیم با تلاش زیاد 5 لیتر رو بکنیم 3 لیتر ولی 2 لیتر کم کردن مصرف خیلی دیگه به چشم نمیاد. الآن دور دوره‌ هوش مصنوعی و یادگیری ماشین و اینجور چیزاست. امروز خوندم که هوش مصنوعی گوگل از شما عکس سلفی میگیره و بعد در مورد عکس شما شعر میگه!!! خلاصه عصر جدیدی داره شروع میشه که بزودی موجش همه دنیا و همه مشاغل رو در بر میگیره. 

این ها رو نوشتم تا بگم دکتر علیرضا وفایی صدر پژوهشگر پسا دکتری تو آی پی ام ، از این هفته دوره آموزشی یادگیری ماشین رو توی آی پی ام شروع میکنه. میتونید به صورت مجازی هم تو این دوره ها شرکت کنید. به نظرم خیلی مفیده. اگر دوست داشتید این دوره رو دنبال کنید. فیلمی از معرفی این دوره آموزشی رو میتونید اینجا ببنید.

هوش مصنوعی و یادگیری ماشین بزودی یک تکان بزرگ به دنیا میده.

-------------

حالا یک خورده ریاضی صحبت کنیم. فرض کنید که 

p(t) نسبت مشاغلی باشه به کل مشاغل که در لحظه t از هوش مصنوعی به جای نیروی انسانی استفاده می کنند. فرض کنید در حال حاضر   p(0) = 0.01  و فرض کنید هر سال     b = 0.07  مشاغل موجود، شغل جدید ایجاد بشه (ممکنه تعدادی از این مشاغل جایگزین شغل های قبلی بشن) . فرض کنید احتمال اینکه یک  شغل جدید در حال ایجاد به سمت استفاده از هوش مصنوعی به جای نیروی انسانی حرکت کنه برابر   r = 0.1  باشه. اون موقع میشه نشون داد معادله دیفرانسیل زیر بین این پارامترها برقرار هست.(کتاب آنالیز عددی بردن، ویرایش 9، آخرین تمرین از بخش 5.3 رو ببینید)
\frac{{dp(t)}}{{dt}} = rb(1 - p(t))
حالا سوال اینه: چقدر طول میکشه که حداقل نیمی از صنایع دنیا برن به سمت استفاده مستقیم از هوش مصنوعی به جای نیروی انسانی؟
اگه معادله دیفرانسیل بالا رو حل کنیم داریم:
p(t) = 1-(99/100)*exp(-(7/1000)*t)
  و بعد بیاییم این معادله رو حل کنیم :
p(t)=0.5
به دست میاریم: 97 سال. یعنی طی 97 سال آینده حداقل نیمی از مشاغل و کارهای دنیا به وسیله هوش مصنوعی انجام میشه.
البته باید چند تا نکته رو در نظر داشته باشید: 
1- من پارامترهای مسئله رو همینجوری رو هوا تخمین زدم و اگر پارامترها رو بهتر تخمین بزنیم به جواب دقیق تری میرسیم.
2- من فرض کردم که پارامتر r ثابت هست در حالیکه این پارامتر خودش به مرور زمان تغییر میکنه، با افزایش استفاده از هوش مصنوعی r  هم خود به خود افزایش پیدا می کنه.
3- من فرض کردم اگر شرکتی در بدو تاسیس از هوش مصنوعی استفاده نکنه، دیگه برای همیشه استفاده نمی کنه، یعنی یک شرکت برای یکی از شغل هاش با احتمال 7 درصد در شروع از هوش مصنوعی استفاده می کنه و اگر استفاده نکرد دیگه در آینده هم استفاده نمی کنه!!!
----------
خلاصه اینکه در طی 100 سال آینذه حداقل نیمی از مشاغل موجود، با هوش مصنوعی جایگزین خواهد شد.