برداشت های من از جهان پیرامون

بایگانی
آخرین نظرات

عده ای معتقدند که مهم ترین اختراع/کشف بشر آتش بوده و عده ای دیگه میگن چرخ بوده. اما بدون شک!!! مهمترین کشف بشر حساب دیفرانسل و انتگرال بوده!!! حساب دیفرانسیل و انتگرال سوختی عظیم برای پیشرفت علم ایجاد کرد. 

روزی دو دوست توی یه جنگل قدم میزدن که یه شیر جلوشون در میاد، یکی از اونها شروع میکنه به سفت کردن بند کفشش، دوستش میگه ، داری چی کار می کنی؟ تو که نمی تونی از شیر جلو بزنی و این جواب میده: من که نمیخوام از شیر جلو یزنم، فقط کافیه بتونم از تو جلو بزنم! (این رو چند سال پیش توی یک وبلاگی خونده بودم ولی الآن آدرس اون وبلاگ بادم نیست که بهش ارجاع بدم.)

----------

وقتی که مشکلات بوجود میاد، یه عده از آدما سریع شروع میکنن به محکم کردن بند کفش هاشون ولی عده ای دیگه شروع میکنن به ناله کردن الکی و در نهایت هم حسادت اون کسانی رو میکنن که رفتن و بند کفش هاشون رو محکم بستن!!! 

---------------

این پست خیلی طولانی تر از این بود، ولی خیلی مطالبش رو بعد از نوشتن پاک کردم!!!


تلگرام طلایی خود به خود از رو گوشیم حذف شد. گویا گوگل خودش مستقیما داره اون رو از روی دستگاه های اندرویدی به دلیل اینکه میگه ابزار جاسوسیه حذف میکنه، حتی کافه بازار هم دیگه تلگرام طلایی و هاتگرام رو نداره. آخه به گوگل چه مربوطه کاسه داغ تر از آش شده، ما میخواییم ازمون جاسوسی بشه!!!


محصولات تراریخته، روز به روز داره تولیدشون توی دنیا افزایش پیدا میکنه. در مورد نحوه نگاه به تراریخته مردم دنیا به سه گروه تقسیم میشن؛ گروه اول که تعداشون خیلی کمه طرفدارن صد در صد تراریخته هستن گروه دوم که تعداشون هم کمه مخالف صد در صد محصولات تراریخته هستن گروه سوم که بخش اعظم مردم دنیا رو تشکیل میدن خیلی به درستی نمی دونن حق با کیه ولی از بس گروه دوم با هیاهو محصولات تراریخته رو بد جلوه دادن (و هر چی سرطان هست تو دنیا انداختن گردن تراریخته) از ترسشون مخالف تراریخته هستن. نه تنها از دستکاری سایر موجودات زنده بلکه من از دستکاری ژنتیک انسان ها هم به شدت حمایت می کنم و اعتقاد دارم تمامی بیماری های مادر زادی به وسیله دستکاری ژنتیک به راحتی قابل درمان هست. اینجا رو بخونید که به کمک دستکاری ژنتیک کودکی متولد شده که عملا دارای سه والد هست. اگر این روش به کار برده نمیشد الآن کودکی با بیماری مادر زادی متولد شده بود!!!

لازم به گفتن نیست که کسانیکه وبلاگ من رو خونده باشن، قطعا میدونن که افکار من جوری هست که  من جز گروه اول هستم و به شدت ار تراریخته حمایت می کنم. امروز همکار عزیزی اومد و با من داشت صحبت می کرد، بحث به محصولات تراریخته کشید، او انتظار داشت که من موضع او رو در مورد محصولات تراریخته و بد بودن اونها و روش های درمانی  پزشکی جدید تایید کنم، اما من محکم بهش گفتم که من به شدت از محصولات تراریخته حمایت می کنم و تنها راه درمان رو هم پزشکی مدرن میدونم. از حرفام تا حد زیادی ناراحت شد و رفت، خودمم بعدش ناراحت شدم که چرا اینطوری محکم از تراریخته و از موضع خودم دفاع کردم، آخه اون سنش از من خیلی بیشتر بود. ای کاش وانمود می کردم من هم مخالف تراریخته هستم، اونهم خوشحال میشد.

امام على(ع) در این رابطه می‌فرماید: «یکى از با ارزش‌ترین کارهاى کریمان، تغافل و چشم‌پوشی از چیزهایى است که از آن آگاهند [و سرپوش گذاشتن بر آن لازم است]».[15]
«هیچ خردى چون خود را به نادانى زدن نیست».[16]
«هیچ بردبارى چون تغافل نیست».[17]


[15]. شریف الرضی، محمد بن حسین، نهج البلاغة، صالح، صبحی، کلمات قصار، شماره 222، ص 507، هجرت، قم، چاپ اول، 1414ق.
[16]. تمیمی آمدی، عبد الواحد بن محمد، غرر الحکم و درر الکلم، ص 769، محقق و مصحح: رجائی، سید مهدی،‏ دار الکتاب الإسلامی، قم، چاپ دوم، 1410ق.  
[17]. همان.

---------------------

اما خوشبختانه تقریبا یک ساعت بعد اون همکار رو دیدم، و از دلش درآوردم و ولی او اینبار یه حرف های عجیبی در مورد انرژی درمانی زد، اینکه مثلا درد آرتروز زانوی یکی از نزدیکانش فقط به کمک یک جلسه انرژی درمانی و بدون هیچ دارویی خوب شده. من باور این موضوع برام خیلی سخت بود اما از اونجا که اون همکار رو فردی صد در صد راستگو میدونم حرفش رو پذبرفتم. من پدر مادرم هر دو درگیر آرتروز هستن میخوام ازش بخوام آدرس اون فرد رو بده تا ببینیم واقعا چنین چیزی ممکن هست؟

نیوتن زمانی که در کمبریج استاد بوده، طوری درس میداده که حتی یک نفر هم در بعضی از کلاس هاش حاضر نمیشده و البته نیوتن از این امر کاملا خوشحال بوده.

و نیوتن براساس تحقیقاتی که روی انجیل انجام میده به این نتیجه میرسه که دوران پاپ ها ( رهبران کلیسای کاتولیک رم) در سال 2060 به پایان میرسه. 

منبع این جملات کتاب تاریخ علوم نوشته پیر رو سو هست.

کتاب تاریخ علوم پیر روسو خوبه، فقط یک ایراد کوچکی که کتاب داره اینه که، پیر روسو نویسنده کتاب  خودش فرانسوی هست و در جای جای کتاب یه مقدار تعصب بیجا نسبت به فرانسه از خودش نشون میده. یه جورایی میخواد بگه فرانسه از بقیه تو علم بهتر بوده. البته این موضوع طبیعیه، این کتاب در خلال جنگ جهانی دوم نوشته شده یعنی زمانیکه  فرانسه در جنگ جهانی دوم به شکل تحقیر آمیزی از آلمان شکست خورده بود، در چنین وضعیتی که ملت فرانسه به شدت دچار سرخوردگی شده بود، کاملا طبیعیه که یه نویسنده یاد گذشته بیفته و سعی کنه برای دلداری خودشون هم که شده یه خورده تاریخ رو به نفع خودشون بنویسه!!! من هنوز جلد اول کتاب رو نموم نکردم (فقط جلد اول 500 صفحه است) ولی واجب شده که جلد دوم رو هم بخونم.  البته تصمیم گرفتم بعدش کتاب تاریخ علم نوشته جرج سارتن رو هم بخونم.

پ ن: انصافا اگر پیشگویی نیوتن درباره سال 2060 درست باشه، باید تمام مردم دنیا به احترام نیوتن  تمام قد بایستند و کلاه از سر بردارن.

الان که نصف کتاب تاریخ علوم نوشته پی یر روسو و ترجمه حسن صفاری رو خوندم، می تونم بگم نظرم عوض شد و کتاب فوق العلده خوبی هست. قسمتی که به علم در قرون وسطی پرداخته بود خیلی خیلی قشنگ بود.

فهمیدم که ریاضیدان ایتالیایی کاردانو فوق العاده آدم شیادی بوده و خیلی دلم به حال کپلر سوخت، این بنده خدا کپلر کلی تو زندگی بدبختی کشیده بوده. ما شالله ۱۲ تا بچه هم داشته. با اینکه در تمام زندگی با فقر و مشکلات درگیر بوده به هیچ وجه در تولید بچه کوتاهی نکرده بود!!! کپلر برای اینکه بتونه خرج زندگیش رو در بیاره مجبور میشه به طالع بینی و رمالی رو بیاره.


چند وقتی هست که بازی pes  روی رو پی سی خونه نصب کردم و با برادر زادگانم بازی می کنم، تو این دو ماه هیچ پیروزی نتونسته بودم کسب کنم ( البته من بازیم بد نبود، اونا خیلی حرفه ای بودن) ولی امروز به طرز شگفت اوری در 4 بازی پیروز شدم تازه فهمیدم چطور باید ببرم. معلومه که امسال سال خوبیه، چون از اولش با پیروزی شروع کردم. 

این روزها هر از گاهی کتاب تاریخ علوم نوشته پی یر روسو با ترجمه حسن صفاری رو می خونم. کتاب در سال 1945 یعنی سال اتمام جنگ جهانی دوم نوشته شده. ترجمه هم مربوط به سال 1329 هست. ترجمه فوق العاده عالی هست. باورش خیلی سخته که 70 سال پیش چنین مترجم زبر دستی وجود داشته. یه جای کتاب درباره عدد پی بحث میشه، مترجم تو پاورقی نوشته که در سال 1952 عدد پی تا 3000 رقم بعد از اعشار حساب شده. مسلما برای اون تاریخ محاسبه عدد پی تا حدود 3000 رقم پیشرفت فوق العاده ای بوده. احتمالا منظور مترجم محاسبه عدد پی توسط ریاضیدان افسانه ای جان فون نویمان بود که توسط کامپیوتر اینیاک و در طی 70 ساعت کار کامپیوتر تونست عددی پی رو تا  2037 رقم حساب کنه. ( امروزه ما روی یه کامپیوتر معمولی می تونیم در کمتر از یک ثانیه؛ عددی پی رو تا 10000 رقم حساب کنیم، می تونید 100 هزار رقم از عدد پی رو اینجا ببینید). تا سال 2000 چیزی در حدود 100 هزار میلیارد رقم از عدد پی محاسبه شده بود. الآن نمی دونم تا چند محاسبه شده!!!

یه فرمول عجیب غریبی برای محاسبه عدد پی توسط رامانوجان ریاضیدان استثنایی هندی ارائه شده. من موندم رامانوجان این فرمول رو چطور بهش رسیده!!! ( درباره رامانوجان فیلمی هم ساخته شده به اسم، مردی که بی نهایت می دانست، فیلم رو چند بار تلوزیون خودمون هم نشون داده، فیلم خوبیه!!!)

افسوس که رامانوجان زود مرد ( در 32 سالگی). بعیده حالا حالا ها ریاضیدانی با نبوغ اون در پیدا کردن فرمول های عجیب و غریب پا به این دنیا بزاره.

----------

از بحث دور شدیم، من فقط حدود 50 صفحه از کتاب رو خوندم و فعلا زوده که درباره کتاب قضاوت کنم ولی تا اینجاش برام چندان جذاب نبود شاید به این دلیل که کتاب خیلی قدیمی هست و برخی یافته های جدید در مورد تاریخ علم توش نیومده. امیدوارم بعدا که کامل خوندمش یک گزارش مفصل تر در موردش بتونم بنویسم.

دیگه کم کم داریم ساعات آخر سال 97 رو طی می کنیم. کلا فکر می کنم سال 97 روی هم رفته برام سال خوبی بود و ازش راضی بودم. برای سال جدید چند تا تصمیم مهم دارم که ان شالله وقتی عملیشون کردم اینجا می نویسمشون.

---------

فکر می کنم تو سال های اخیر خیلی واقع گراتر و عملگراتر شدم.اغلب ما آدم ها در برابر مشکلات چهار واکنش احتمالی نشون میدیم:

1- خودمون رو سرزنش می کنیم.

2- دیگران رو سرزنش می کنیم،

3- خودمون رو گول میزنیم و وانمود می کنیم که مشکل مهم نیست.

4- دنبال راه چاره می گردیم.

بزارید یه مثال بزنم، فرض کنید شما دارید داخل یه کوچه راه میرید که یک مرتبه می بینید یه شیر گرسنه داره بهتون نزدیک میشه، ما در برابر این مشکل یکی از چهار کار ممکن رو انجام میدیم:

1- شروع می کنیم به سرزنش خودمون که اصلا چرا حواسم رو خوب جمع نکردم و وارد کوچه ای شدیم که توش شیر داره.

2- راه دوم اینکه شروع به سرزنش دیگران کنیم و بگیم خاک تو سر پلیس که اجازه میده تو کوچه ها شیر بیاد.

3- خودمون رو گول می زنیم که شیر که ترس نداره، اصلا اگر اومد طرفمون شکارش می کنیم!!!

4- راه چهارم اینه که با تمام سرعت شروع به فرار کردن کنیم!

واضحه که بین این چهار راه حل، فقط چهارمی هست که تا حدی میتونه شانس زنده بودن ما رو افزایش بده. من فکر می کنم تو سال های اخیر در برابر مشکلاتی که باهاشون مواجه شدم، بیشتر سمت راه حل چهارم رفتم که به نظرم همون راه حل عملگرایانه اس.

------------

امیدوارم سال آینده سال خیلی خوبی برای ایلان ماسک هم باشه. همه دنیا یه طرف این ایلان ماسک عزیز یه طرف، امیدوارم کلی پول بدست بیاره تا رویای سفر به مریخ رو محقق کنه. 

متاسفانه هنوز بخش بزرگی از مردم ایران این توهم رو دارن که علت گران شدن کالاها این هست که یه عده سودجو دارن کالاها رو گرون میفروشن و با نظارت دقیق جلوی اونها رو میشه گرفت و مانع از گرون شدن کالاها شد!!! 

یه آشنایی ماشینم رو از من قرض گرفته بود که از شانس بدش با ماشینم تصادف می کنه و ماشین مقداری صدمه دیده، برای من موضوع اصلا مهم نیست اما مسئله اینه که اون آشنا، بیخودی خیلی احساس شرمندگی میکنه و اصرار زیادی داره که حتما هزینه تعمیر رو پرداخت کنه. هزینه تعمیر هم زیاد نیست.

حالا من با این مشکل روبرو هستم که از یک طرف به هیچ وجه نمی تونم قبول کنم که اون هزینه تعمیر رو بپردازه و از طرف دیگه می بینم این عدم پذیرش من باعث میشه احساس شرمندگی اون آشنا خیلی خیلی بیشتر بشه.

احساس می کنم پذیرش اینکه اون هزینه تعمیر رو بده باعث خرد شدن خودم میشه و از طرفی اگر قبول نکنم که اون هزینه رو بده اون آشنا بیشتر خرد میشه!!! من به هر زبونی بهش گفتم که واقعا برام اهمیتی نداره که این اتفاق افتاده ولی قبول نمی کنه. ای کاش این اتفاق نمی افتاد نه به این دلیل که ماشین کمی صدمه دیده بلکه به این دلیل که اون موقع  من مجبور نبودم که  این تصمیم سخت رو بگیرم.

نمی دونم کار خوبی که باعث شرمندگی بیشتر یه نفر دیگه بشه ( هر چند ما اون خجالت شخص رو بیدلیل بدونیم) اصلا کار خوب محسوب میشه یا نه؟

احساس می کنم یه تفنگ رو میز گذاشتن و بهم میگن یا باید به خودت شلیک کنی یا به اون!!! نمی دونم کار درست چیه؟