برداشت های من از جهان پیرامون

آخرین نظرات

۱ مطلب در مرداد ۱۳۹۳ ثبت شده است

1- سال هاست که مثلا 100 نفر اول کنکور رشته ریاضی به عنوان نخبه به بنیاد ملی نخبگان معرفی میشن، اما زمانیکه در کنکور 400 هزار نفر شرکت می کردن هم 100 نفر اول نخبه معرفی میشدن و حالا که 200 هزار نفر هم شرکت می کنن باز هم 100 نفر اول نخبه معرفی میشن، اما کسی که بین 400 هزار نفر میشه نفر 101 به مراتب نخبه تر از کسی هست که بین 200 هزار نفر میشه نفر 100-ام. به خصوص در مورد رشته تجربی که تعداد شرکت کننده هاتش نسبت به گذشته افزایش پیدا کرده این موضوع به ضرر دانش آموزان فعلی در مقایسه با گذشته هست (برعکس رشته ریاضی)

2- در چند روز گذشته المپیاد دانشجویی کشور  در 17 رشته برگزار شد که باز هم 3 نفر اول هر رشته می تونن از تسهیلات خاصی مثل مسائل سربازی و اینجور چیزها برخوردار شن. اما مثلا تعداد دانشجویان رشته مهندسی برق در کشور بیش از 10 برابر دانشجویان رشته طراحی صنعتی هست, و بنابراین انتخاب شدن بین 3 نفر اول تو برق (چون بالاخره کسانیکه میان المپیاد از بین کل دانشجویان برق کشور انتخاب میشن) به طور بالقوه 10 برابر سخت تر از طراحی صنعتی هست. یعنی مثلا کسی که تو رشته برق رتبه 4 المپیاد رو میاره به مراتب کارش سخت  تر از کسی هست که تو رشته طراحی صنعتی سوم میشه.

3- معدل مشروطی برای دانشجوها در کشور 12 هست. که این برای همه رشته ها ثابت هست یعنی یک دانشجوی رشته فیزیک با معدل زیر 12 مشروط میشه همچنین یه دانشجوی رشته جغرافی هم با معدل زیر 12 مشروط میشه اما میانگین معدل دانشجوهای فیزیک تو کشور ممکن زیر 14 باشه در حالیکه توی جغرافی ممکن هست بیش از 16 باشه (این اعداد و رشته ها کاملا فرضی انتخاب شده). این نحو انتخاب معدل مشروطی کاملا به ضرر دانشجویان رشته های سخت مثل ریاضی و فیزیک و مهندسی برق و مکانیک و به نفع دانشجویان رشته های ساده تر هست.همین امر هم باعث شده میزان مشروطی تو بعضی رشته ها چندین برابر میانگین کشوری باشه. یادمه زمانیکه من دانشجوی لیسانس بودم به کسانی که معدلشون بالای 17 میشد تا 3 برابر وام دانشجویی می دادن در حالیکه تو رشته ریاضی تقریبا هیچکس واجد شرایط نمی شد تو بعضی رشته ها 70 درصد دانشجوها شرایط وام 3 برابری رو داشتن. 

 راهکار درست تر اینه که مقادیر نسبی با مقادیر مطلق جایگزین بشن مثلا میانگین معدل دانشجوهای یه رشته خاص توی دانشگاه های دولتی کل کشور رو توی 10 سال اخیر حساب کنن و بگن کسی که معدلش کمتر از 80 درصد میانگین کشور باشه مشروط هست. یعنی اگر میانگین معدل دانشجویان رشته ریاضی کشور 13 باشه معدل مشروطی تقریبا باید 10.5 باشه و اگه میانگین مثلا رشته جغرافی 16 باشه معدل مشروطی این رشته بشه تقریبا 13.

حتی در استخدام های مختلف هم باید همین مقیاس های این شکلی مد نظر باشه مثلا برای جذب هیئت علمی الان فکر کنم میگن که نباید معدل لیسانس افراد کمتر از 15 باشه، در حالیکه این معدل تو بعضی رشته ها معدل پایینی محسوب میشه، تو برخی رشته ها و بعضی دانشگاه ها که سخت گیری زیاده معدل بالایی محسوب میشه.