برداشت های من از جهان پیرامون

آخرین نظرات

این خبر رو ببینید.

این کیروش رو الکی الکی دارن رسانه ها گنده می کنن، اگر از قلعه نویی یا همین محمد مایلی کهن!!! نصف کیروش حمایت میشد ما الآن چند تا عنوان قهرمانی جهان داشتم. 7 ساله سرمربی تیم ایرانه؛ هیچ جامی و عنوانی نبرده. جام جهانیم چون سهمیه آسیا زیاده رفتیم.

تو جام ملت ها به عراق جنگ زده باختیم (تو پنالتی باختیم) بعد کلیم ازش تشکرکردیم در حالیکه امیر قلعه نویی رفت با کره جنوبی یکی از بزرگ ترین قدرت های آسیا مساوی کرد (تو پنالتی باخت) برکنارش کردیم.

تو مسابقات مقدماتی جام جهانی 2010 بعد از 5 بازی تیم  علی دایی 8 امتیاز داشت؛ علی دایی رو برکنار کردیم. تو مقدماتی 2014 بعد از 5 بازی تیم کیروش 7 امتیاز داشت ازش حمایت کردیم تا این شانس رو بهش داده باشیم تیم رو به جام جهانی ببره؛ اگر از علی دایی هم حمایت میشد میتونست تیم رو جام جهانی ببره! این همه سال مربی تیم ملی بوده ندیدیم ایران یه برده درست و حسابی داشته باشه؛ واقعا خنده دار نیست!!! از افتخارات کیروش باخت به آرژانتین هست!!!

همین پرفسور (برانکو ایوانکویچ) اگر میخواست جلوی مکزیک و یا پرتغال با 11 نفر اتوبوسی دفاع کنه که اصلا بهشون نمی باخت. الانم تیم ملی میره و به مراکش و پرتغال می بازه و بعد هم باز یک صفر به اسپانیا می بازه و رسانه ها شروع می کنن از عملکرد خوب کیروش تعریف کردن که دیدید چه باخت خوبی بود؛ فقط یه گل خوردیم!!!

کلا مربی خارجی خوب تو ایران فقط برانکو و  مصطفی دنیزلی خوب بودن! به خصوص دنیزلی که تیمش جسورانه و هجومی بازی می کرد. کی روش به کریمی میگه بزدل خنده داره واقعا؛ بزدل کسیه که جلوی نیجریه 11 نفر رو جلوی دروازه به صف کرده بود تا تیم گل نخوره!!!

خیلیم آدم پولکی هست؛ راه به راه از هر چیزی یه پولی میخواد. صبح تا شبم همش میره استراحت!!!

یکی از ضعیف ترین نتایجمون رو تو این دوره جام جهانی می گیریم. حالا ببینید!!!

هر کردوم از اون مربیان قبلی اون 2-3 سالی که کار کردن لااقل یک برد خوب  داشتن (ملیای کهن 6 تا به کره زد؛ برانکو مدال طلای بازی های آسیایی رو تو کره از چنگ کره دراوورد). اما این کیروش از افتخاراتش باخت به آرژانتین هست!!!

دلم از این کیروش خیلی پره؛ چون تیم ملی دفاعی ترین و بی روح ترین بازی ها رو انجام میده. هیچ تیمی با این سبک بازی به جایی نمیرسه. و گرنه یونانم با دفاع صرف سال 2004 قهرمان اروپا شد ولی حتی همون روز قهرمانی هم کسی یونان رو تیم حساب نمی کرد.

و باز هم این جمله کلیشه ای رو بگم که هدف بازی فوتبال حمله برای گل زدن هست؛ نه دفاع برای گل نخوردن!!!

حق با علی کریمی بود.


از هفته آینده ترم جدید شروع میشه. این 16- امین ترمی هست که قراره توش تدریس کنم. 15 ترم گذشته مثل برق و باد گذشت؛  تو یه چشم بهم زدن. با کلی خاطرات تلخ و شیرین.

چند سال قبل که دانشجوی دکتری بودم فکر می کردم که دکتری که تموم بشه سرم خلوت تر میشه؛ ولی نه تنها اینجور نشد که حجم کارام هم چند برابر شد. شاید یکی از دلایلش این باشه که من ساعات حضورم تو دانشگاه نسبتا زیاده و به تبع اون مراجعه کننده هم خیلی زیاد دارم. تا میام جواب های اونها رو بدم کلی وقت گرفته میشه و کلی کار رو هم تلنبار میشه. یه مقاله ای رو از اواسط تابستون شروع کردم و همش کارهای مختلف پیش میاد و فرصت نمی کنم تمومش کنم.

گاهی دلم واسه خوابگاه های دوران دانشجویی تنگ میشه. این خوابگاه ها برای خودشون عالمی دارن. البته نباید آدم تو خوابگاه زیاد بمونه؛ اونهایی که خونه هاشون به خوابگاه نزدیکه و آخر هفته ها میرن خونه براشون خوابگاه خوبه؛ اما اونهایی که راهشون خیلی دوره و گاهی مجبور میشن تا ماه ها همش تو خوابگاه باشن؛ براشون خوابگاه خیلی غیر قابل تحمل هست.

امشب دوباره می خواستم وارد سایت گلستان بشم که سایت بالا نیومد. تقریبا هر ترم آخرش این مشکل هست. منم هر ترم باید بیام اینجا و از سیستم مزخرف گلستان انتقاد کنم.

یه پولی به این پاول دروف بدید بیاد یه سایت درست و حسابی برای دانشگاه ها راه بندازه، بلکه ما از شر این سایت گلستان خلاص بشیم!!! از دست خودمون که بر نمیاد لااقل شاید اون تونست کاری بکنه!!!

به نظر میرسه یک فاجعه آموزشی در آموزش و پرورش در حال رخ دادنه؛ چون دانشجوهایی که در سال های اخیر از دبیرستان وارد دانشگاه میشن فوق العاده ضعیف هستن!!! دلیلش رو هم من به درستی نمی دونم چیه!!!

هر سال علاوه بر جایزه اسکار که به بهترین فیلم تولید شده در اون سال تعلق میگیره؛ جایزه تمشک طلایی هم داده میشه که به بدترین فیلم تولید شده در سال تعلق می گیره.

اگر در زمینه مدیریت هم جایزه تمشک طلایی رو بدن!!! میشه با اطمینان گفت که اگر ما تامین اجتماعی از ایران رو نامزد این جایزه کنیم؛ به راحتی می تونه تمام رقبا رو شکست بده و این افتخار رو نصیب کشور ما کنه!!!

امروز رفته بودم دفترچه درمان تامین اجتماعی پدرم رو که تموم شده بود رو تعویض کنم ( پدرم از طریق یکی از برادرانم بیمه هست)؛ بعد تو مرکز تعویض گفتن که پدرتون از شمول بیمه خارج شده و باید به شعبه مرکزی بری و اونجا بگی دوباره تحت شمول قرارش بدن و گفتن هر 6 ماه به طور اتوماتیک از شمول خارج میشه و باید این کار رو تو هر بار تعویض دفترچه انجام بدید. از خوبی های مدیریت عالی تامین اجتماعی این هست که عموما این شعب اصلی که مردم رو بی دلیل به اونجاها ارجاع می دن در قسمت های مرکزی شهر هست و پارکینگ هم خدا رو شکر!!! جلوشون پیدا نمیشه ( برای این گفتم خدا رو شکر که اگر پارکینگ پیدا بشه، یک خورده شانسمون برای بردن تمشک طلایی مدیریت کم میشه!!!).

من نفهمیدم این به طور اتوماتیک از شمول بیمه خارج شدن برای چی هست. شاید برای اینه که اگر شخصی مرده باشه دوباره نشه براش دفترچه گرفت!!! اما این مسخره بازیا برای چیه؟ کافیه که ادارات صدور دفترچه به دیتا بیس سازمان ثبت احوال دسترسی داشته باشن؛ تا اگر کسی مرده بود دیگه نشه براش دفترچه گرفت. 

سیستم فعلی خیلی جالبه، فرض رو بر این گذاشته که همه‌ی پیرزن؛ پیر مردها مرده هستند مگر اینکه هر 6 ماه یکبار شناسنامه اونها به شعبه مرکزی برده بشه (یا شعبه ای که پرونده شون اونجاست) و زنده بودن اونها اثبات بشه.


می تونید اینجا نظرات جالبه مدیر عامل شرکت بنز رو ببینید که در مورد آینده جهان و مشاغل صحبت کرده.


منم تا حد زیادی با نظرات میر عامل بنز موافقم. اما آینده آموزش در 20-30 سال آینده چگونه خواهد بود؟

من فکر می کنم در آینده ای نه چندان دور آموزش به شکل فعلی اون دیگه منسوخ میشه. در واقع چیزی به نام رشته های ثابت دانشگاهی وجود نخواهد داشت و به تعداد ادم های روی زمین رشته دانشگاهی وجود خواهد داشت. در واقع هرکس خودش تصمیم می گیره که چه چیزهایی قراره به دردش بخوره و میره همون ها رو یاد می گیره.

یه خورده بد شانس بودیم اگر 20-30 سال بعد از این مثلا سال 1420 شمسی متولد می شدیم می تونستیم یک دنیای کاملا متفاوت از اینی که هست رو تجربه کنیم. درست مثل صفر به یک کره دیگه.

و نکته آخر اینکه دنیا داره ماشین بدون راننده می سازه !!! دنیا داره تو آزمایشگاه گوشت مصنوعی تولید می کنه.    اگر نجنبیم ممکنه خیلی عقب  بمونیم.

این مقاله هم در مورد گوشت مصنوعی خوبه.

در کانال تلگرامی دکتر محمد طبیبیان مطلب جالبی دیدم که حیفم اومد اینجا نقلش نکنم. متاسفانه من جای دیگه ای رو وب فارسی مطلب رو پیدا نکردم؛ تا فقط لینک مطلب رو بزارم؛ چون ممکن هست بعضی از خوانندگان تلگرام نداشته باشن من مطلب رو اینجا می زارم. (هر چند که این کار اخلاقی نیست).

ین شکوه و شکایت از بچه ها نقل از یکى از بزرگان است؛

"بچه هاى امروزى عاشق تجمل و زندگى مرفه هستند، رفتارشان نا مناسب است، از صاحبان مسئولیت بیزار هستند به بزرگتر ها احترام نمى گذارند و به گردهم آمدن و مصاحبت بیشتر علاقمند هستند تا ورزش. بچه هاى امروز مستبدان خانواده هستند، به جاى این که در خدمت نیاز هاى خانواده باشند. دیگر وقتى بزرگترى وارد اطاق مى شود از جاى خود بلند نمى شوند. با پدر و مادر لجبازى مى کنند، در حضور مهمان سخنان یاوه و نسنجیده مى گویند. دهانشان را از خوراکى پر مى کنند، آداب سفره را رعایت نمى کنند، پا روى پا مى اندازند و در جمع مى نشینند و به آموزگران خود رنج و تعب روا مى دارند". 

فکر مى کنید این گفته از چه کسى است و مربوط به چه زمانى؟

...

...




از سقراط و چهار صد سال قبل از میلاد"

------------------------------------------

ادامه مطلب ازخودم. 

اگر درست یادم مونده باشه؛ ویل دورانت توی جلد اول تاریخ تمدن (مشرق زمین گهواره تمدن) به پاپیروسی مصری متعلق به 4000 سال پیش اشاره می کنه؛ که نویسنده پاپیروس از روزگار شکوه می کنه و می گه دوستی ها دیگه دوستی ها سابق نیست.

------------------

این جور چرت و پرت ها که سقراط نوشته در بین انسان ها و تمامی نسل ها رواج داشته؛ همیشه انسان ها یک توهمی داشتن که اونها نسبت به نسل بعد از خودشون کوشاتر و مودب تر بودن و بیشتر به بزرگ تر ها احترم می ذاشتن. به نظر میرسه این یک توهم عمومی در بین تمام ابنا بشر هست که فکر می کنن از بعد از گذشت نسل اونها روزگار سخت کوشی و تلاش و احترام سپری شده و دیگه نسل جدید مثل گذشته نیست. درست مثل همه پدر و مادرها که این توهم رو دارن که بچه اونها نسبت به بقیه بچه ها شیطون تر هستن!!!

حرف های اینجوری فراوان گفته میشه مثلا گفته میشه قدیم کلی برف و باران میومد ولی الان دیگه از اون برف ها خبری نیست. بعد وقتی که مراجعه می کنیم به آمار سازمان هواشناسی متوجه می شیم بارندگی در 50 سال اخیر تقریبا تغییر محسوسی نکرده!!!

نمی دونم چرا؛ ولی آدم ها خیلی دوست دارن چنین خزعبلاتی بگن؛ مثلا":

1- من زیاد می شنوم که می گن قدیم اینقدر بیماری نبود و آدم ها بیشتر عمر می کردن ولی تا همین 50 سال پیش سن امید به زندگی 40-50 سال بود و الان دو برابر شده. در واقع انسان های فعلی شانس این رو دارن که به طور متوسط دو برابر نسل قبلی عمر کنن.

2- زندگی ها الان خیلی سخت شده مردم آرمش ندارن ولی قدیم مردم آرامش داشتن ( حرفی بی اندازه مفت و چرند)

3- قدیم مردم صمیمی تر بودن الان نیستن!!! 


در شهرهای بزرگ زندگی کنید چرا که محل آمد و شد و تضارب آراست. امام علی علیه السلام

من نمی دونم چرا تعدادی از مردم همچنان در روستاها زندگی می کنن و  جالبه اینه که دولت هم این موضوع رو نکته مثبتی می دونه!!! جالب اینه که تمام آمارها نشون میده افراد شهر نشین به طور متوسط ثروتمندتر از افراد روستا نشین هستند. امروز اغلب روستایی ها موتور و ماشین دارن به راحتی می تونن به یک شهر نزدیک روستاشون نقل مکان  کنن و صبح ها برن سر زمین هاشون کار کنن و شب ها دوباره برگردن به شهر. همین الآن تو شهرهای بزرگ مثل تهران خیلی ها صبح ها دو ساعت تو راهن تا برسن سر کار و شب ها هم دو ساعت تو راهن تا برگردن. بیشتر روستاها از یک شهر نسبتا کوچیک خیلی فاصله ندارن شاید در حد نیم ساعت با موتور و به راحتی اهالی می تونن تو این شهرها ساکن بشن. الان روستاهایی با کمتر از 50 خانوار خیلی در ایران زیاده که نه میشه براشون مدرسه ساخت و نه درمانگاه چون دانش اموز و بیمار به اندازه کافی براشون وجود نداره. حتی انتقال آب آشامیدنی هم برای اونجور روستاها خیلی سخته و هزینه زیادی داره.

حتی میشه تو نزدیکی هر 10-20 روستا یک شهر کوچیک و جدید و مدرن ساخت که اهالی اون روستاها ب اونجاها کوچ کنن و نزدیک تمام این روستاها هم باشه تا افراد به راحتی بتونن به سر زمین ها و باغ هاشون برن و به دام هاشون سر بزنن. این هم به نفع دولت هست و هم خود روستایی ها.

تو دور و اطراف زیاد آدم های مغروری رو می بینم که وقتی یک فرد بیکار رو می بینن فوری دور بر می دارن و خزعبلاتی مثل اینکه آدم با عرضه بیکار نمی‌مونه و از این جور چرت و پرت ها می گن.  شرایط ممکنه باعث بشه هر کسی مقطعی رو بیکار باشه. نمونه اش پل دیراک!!

جالبه که بدونید پل دیراک فیزیکدان شهیر انگلیسی که در سال 1933 برنده جایزه نوبل فیزیک شد و تابع معروف دلتای دیراک رو احتمالا خیلی ها از درس معادلات دیفرانسیل باید یادشون باشه؛ بعد  از اینکه در سال 1920 با مدرک  مهندسی برق از دانشگاه پریستول فارغ التحصیل شد؛ برای مدتی بیکار بود و شغلی پیدا نکرد به  خاطر همین مجبور شد ادامه تحصیل بده!!!


Dirac studied electrical engineering on a City of Bristol University Scholarship at the University of Bristol's engineering faculty, which was co-located with the Merchant Venturers' Technical College.[21] Shortly before he completed his degree in 1921, he sat the entrance examination for St John's College, Cambridge. He passed, and was awarded a £70 scholarship, but this fell short of the amount of money required to live and study at Cambridge. Despite his having graduated with a first class honours Bachelor of Science degree in engineering, the economic climate of the post-war depression was such that he was unable to find work as an engineer. Instead he took up an offer to study for a Bachelor of Arts degree in mathematics at the University of Bristol free of charge. He was permitted to skip the first year of the course owing to his engineering degree

کتاب فراسوی اینشتین؛ مروری براتکامل فیزیک نظری بعد از اینشتین؛ کتاب جالبی هست که مروری داره بر فیزیک ذرات بنیادی تا شروع قرن بیست و یکم. 

مولف:  میکیو کاکو و جنیفر تامسون 

مترجم: دکتر خزانه

البته کتاب چاپش مربوط به 15 سال پیش هست. ولی من خوندن کتاب رو تازه تموم کردم و به نظرم کتاب جالبی بود. نویسنده کتاب از طرفداران پرو پا قرص نظریه ریسمان هست. 

جالب ترین جای کتاب به نظر من نظریه جان ویلر  استاد راهنمای فیزیکدان نام آور ریچارد فاینمن بود. در واقع او اعتقاد داشت که شاید کل الکترون های موجود در عالم فقط یک الکترون باشن که در زمان عقب و جلو حرکت کرده!!!