برداشت های من از جهان پیرامون

آخرین نظرات
  • ۲۴ خرداد ۹۶، ۰۰:۴۱ - فرا
    عالی...

امام علی علیه السلام : بزرگوار نیکوکاری های خود را دینی به گردن خود می داند که باید بپردازد و فرومایه احسان های گذشته خود را دینی به گردن دیگران می داند که باید پس بگیرد. میزان الحکمه جلد 10 صفحه 99


منبع: کانال تلگرام دکتر بازرگان 

توی چند روز اخیر امار بازدید کننده های وبلاگم یهو تقریبا 5 برابر شده؛ امروز رفتم به قسمت گزارش های آماری دیدم که خیلی ها با سرچ کلمه گریگوری پرلمان به وبلاگ من اومدن؛ و این خیلی برای من عجیبه!!! یعنی پرلمان یهو اینقدر مهم شده؟!!!

یه چیزی این وسط عجیبه ولی من نمی دونم اون چیه؟

سایت تابناک این خبر رو منتشر کرده: آیا یک زن تروریست ها در مجلس همراهی می کند؟

سایت تابناک براساس چند ثانیه اول فیلمی که تروریست ها از داخل مجلس تهبه کردن  و لحظه باز شدن در؛ میگه میشه حدس زد که احتمالا یک زن همراه تروریست ها بوده. اما چطور میشه این فیلم رو با دقت بیشتری بررسی کرد؟

چیزی که الآن تو دست هست یک فیلم کوتاه هست؛ و هر فیلم چیزی نیست جز یک تعداد عکس و در واقع ما تعدادی عکس داریم؛ اگر تعداد این عکس ها بیشتر بود مثلا 10 برابر بود اون وقت این فیلم 24 ثانیه ای تبدیل به یک فیلم 240 ثانیه ای میشد و در این صورت میشد با دقت بیشتری بررسیش کرد.و مثلا 2 ثانیه اول فیلم تبدیل به یک فیلم 20 ثانیه ای میشد.

این کار رو به کمک درونیابی مثلا درونیابی هرمیت یا اسپلاین ها به راحتی میشه انجام داد. در واقع ما به تعداد عکس داریم و هر عکس رنگی از نظر ریاضی چیزی جز یک ماتریس 3 لایه نیست. خوب پس ما تعدادی ماتریس داریم. حالا می تونیم به کمک اسپلاین ها  یا درونیابی هرمیت و یا حتی لاگرانژ بین هر دو ماتریس متوالی  10 ماتریس دیگه اضافه کنیم طوری که تعدادماتریس های ما 10 برابر بشه،در این صورت ما می تونیم این فیلم 24 ثانیه ای رو به یک فیلم 240 ثانیه ای تبدیل کنیم که بشه با دقت بیشتری بررسیش کرد. 

البته ما باید برای هر پیکسل از هر کدام از ماتریس هامون یک مسئله درونیابی بنویسیم و اگر تصاویر ما مثلا 200در200 پیکسل باشن و رنگی نیاز هست:

3*200*200 =120000 مسئله درونیابی حل بشه تا بشه این کار رو کرد.

من برای راحتی ساده ترین کار ممکن رو انجام دادم و از درونیاب خطی بین هر دو تا ماتریس استفاده کردم (درونیاب خطی ساده ترین هست اما بهترین روش نیست!!!). و با این روش اون لحظه خیلی کوتاه که در باز میشه رو 10 برابر طولانی تر کردم.

فیلم لحظه باز شدن درب رو که من با روش ریاضی درست کردم (و احتمالا نرم افزارهای ویرایش ویدویو هم با روشی مشابه کار من این کار رو می کنن) می تونید از اینجا دانلود کنید. ( من کیفیت ویدیو رو مقداری پایین اووردم تا حجم فایل کم بشه)

دانلود

فیلم اصلی رو هم می تونید اینجا ببنید.


نکته : داخل کلاس های درسی ما هر چی از اهمیت سرعت الگوریتم ها در آنالیز عددی صحبت می کنیم دانشجوها خیلی به این موضوع اهمیت نمی دن؛ علتشم اینه که وقتی داریم مثلا یک مسئله درونیابی منفرد رو حل می کنیم خیلی فرقی نمی کنه مسئله تو یک ثانیه حل بشه یا یک هزارم ثانیه، اما اگر قرار باشه 120 هزار مسئله درونیابی رو حل کنیم اینجا دیگه کاملا تفاوت زمان ها مهم میشه الگوریتمی که یک مسئله درونیابی رو توی یک هزارم ثانیه حل کنه؛ 120 هزار مسئله رو تو 120 ثانیه (دو دقیقه) حل می کنه ؛ اما الگوریتم دیگه توی 120 هزار ثانیه (تقریبا یک و نیم روز)!!! و اگر به فرض یخوان از چنین کاری برای یه دست اووردن اطلاعات از فیلم استفاده کنن تو یک و نیم روز احتمالا تروریست زن همکار از کشور فرار کرده!!!!



این صحبت های آقای مژدهی آذر؛ رئیس انجمن داروسازان کشور جالب هست:

"رییس انجمن داروسازان ایران در ادامه صحبت‌هایش درباره مهم‌ترین چالش داروخانه‌داران و داروسازان در کشور، گفت: مهم‌ترین چالشی که در حال حاضر با آن مواجهیم، این است که توجهی به نظر اتحادیه‌های صنفی به طور عام و انجمن داروسازان ایران به طو خاص نمی‌شود و به نظرات نمایندگان ما در مسائل بها داده نمی‌شود.


مژدهی‌آذر با اشاره به پیشنهادی که درباره تاسیس داروخانه‌ها در مجلس ارائه شده اشاره و اظهار کرد: در این پیشنهاد اعلام کرده‌اند که فاصله میان داروخانه‌ها از بین برود و هرکس بتواند در هر کجا که خواست داروخانه بزند، آن هم بدون در نظر گرفتن نرم جمعیتی و تعداد جمعیتی که برای تاسیس داروخانه در نظر گرفته می‌شد. حال باید دید وزارت بهداشت در مقابل این پیشنهاد چه واکنشی نشان می‌دهد.
وی با بیان اینکه چنین اقدامی بسیار نسنجیده است، گفت: باید اجازه دهیم که در این تصمیم‌گیری‌ها نماینده صنف نظر دهد؛ چرا که ما می‌خواهیم داروی مردم در شرایط بسیار خوبی به بیماران ارائه شود و اقدامات علمی دیگری را هم انجام دهیم. اما چنین پیشنهادات نسنجیده و نپخته، نظم دارویی در کشور را بهم می‌زند و تبعات منفی زیادی برای مردم، داروسازان و کسانی که به دارو نیاز دارند در پی دارد."
----------------------------------------------------------

الآن توی هر خیابان و کوچه ای چندین سوپر مارکت هست؛ بنابر اظهارت رئیس انجمن داروسازان باید نتیجه بگیریم که نظم توزیع مواد غذایی بهم ریخته!!!
این آقا فقط نگران این هست که داروسازان جوان تازه فارغ التحصیل نیان نونش رو آجر کنن و دست به این توصیه های عجیب و غریب می زنه. متاسفانه چند نهاد مثل کانون وکلا و انجمن داروسازان فقط به فکر منافع خودشون هستن و به شدت عرصه رو بر نیروهای جدید تنگ می کنن.
من مطمئنم اگر تعداد داروخانه ها زیاد بشه؛ منافع خیلی زیادی برای مردم داره؛ همین الآن چون تعداد سوپرمارکت ها زیاد هست باعث شده توی تمام محلات و در هر ساعت از شبانه روز و حتی روزهای تعطیل بشه مواد غذایی رو تهیه کرد؛ در حالیکه در مورد دارو اینطور نیست!!! در حالیکه دارو خیلی ضروری تر از مواد غذایی هست. تو روزهای تعطیل معدود داروخانه های شبانه روزی خیلی شلوغ میشن!!! اگر تعداد داروخانه ها زیاد بشه اونها هم مثل سوپر مارکت ها میشن و همیشه در دسترس خواهند بود، مضاف بر اینکه چون خلوت تر میشن؛ مشتری داروخانه راحت تر می تونه با دکتر داروساز در مورد عوارض داروها مشورت و صحبت کنه.


این روزها هر وقت که فرصت کنم؛ کتاب سفرنامه جهانگرد ایتالیایی پیترو دلاواله که در زمان سلطنت شاه عباس  به ایران اومده و خاطراتش رو به صورت نامه نوشته رو می خونم. 

در جریان یکی از لشکرکشی های شاه عباس تعدادی از سپاهیان شاه کنار روستایی اردو میزنن و مشغول استراحت میشن. و اسب ها و شترهای خودشون رو در اطراف چادرها رها می کنن و این حیوانات هم به مزرعه های اهالی روستا آسیب می رسونن. اهالی روستا شکایت به شاه می برن و شاه عباس دستور میده تمامی این افراد رو  که در بینشون حتی نوازندگان مخصوص شاه هم بودن رو به زندان بندازن. به علاوه فریدون خان حکمران استرآباد رو به جرم اینکه میوه ای از درخت باغی چیده و بهای اون رو نپرداخته بود, به دستور شاه تیری در بینی اش فرو می کنن و سوار اسب می کنن و با صورت خون آلود در وسط اردو می چرخوننش تا درس عبرتی برای بقیه بشه!!!

سوال:" لطفا درباره ی تفاوت دوره ی ارشد و دکتری و مقایسه ی میزان سختی اونها کمی توضیح بدید. و اینکه آیا به نظرتون میشه در این دوره ها همزمان کار هم کرد؟ (برای یک آدم با هوش متوسط) و اینکه الان شغل مناسب و دانشگاه متوسط در اولویت هست یا دانشگاه عالی دکتری گرفتن بدون کار همزمان !!؟؟

متشکرم"
____________________

در مورد تفاوت دوره ارشد و دکتری: دوره ارشد تقریبا نصف دوره دکتری طول می کشه و سن افراد هم تو دوره ارشد اغلب پایین تر هست (و در نتیجه نیاز مالیشون هم کمتر هست). تو سال های اخیر با افزایش شدید ظرفیت ارشد کیفیت این دوره ها هم به شدت پایین اومده و دیگه دانشگاه ها انتظار چندانی از دانشجویان ارشد ندارن. همین که دانشجو بیاد و یه مقاله رو ترجمه !!! کنه و بعد بذارتش تو پایان نامه (تو اغلب دانشگاه ها) کافیه برای ارشد!!!

اما به هر حال دکتری در شرایط فعلی هنوز نسبتا یک برنامه جدی هست؛ و انتظار اینه که یک فارغ التحصیل دورع دکتری مقاله ISI چاپ کنه؛ و خیلی نمیشه مثل دوره ارشد سرسری یه مدرک گرفت و باید جدی تر توش تلاش بشه. تو اغلب موارد چون سن دانشجوهای دکتری بالاتر از ارشد هست کمتر می تونن رو حمایت های مالی خانواده حساب کنن  و باید یه جورایی خرج خودشون رو در بیارن؛ و مشکلات مالی اغلب برای دانشجوهای دکتری پر رنگ تر از دانشجوهای ارشد است.
همزمان با ارشد و دکتری میشه کار کرد اما به دلیل بالا بودن بیکاری در کشور؛ اغلب یه جورایی کار کردن تو این دوره ها بیگاری محسوب میشه و میزان حقوقی که داده میشه اصلا متناسب با زحمتی که افراد میکشن نیست. به علاوه فشار زیادی هم به افراد میاد هم باید کار کنن و هم باید درس بخونن.
تودوره دکتری میشه مطالب خیلی زیادی یاد گرفت؛ نه اینکه این مطالب آموزش داده میشن, بلکه به اون دلیل که شخص مجبوره یه مطالبی رو یاد بگیره و همین اجبار باعث میشه مطالب زیادی رو یاد بگیره.
 
در مورد اینکه:" الان شغل مناسب و دانشگاه متوسط در اولویت هست یا دانشگاه عالی دکتری گرفتن بدون کار همزمان " 

اگر هدف اینه که بعد از دکتری به عنوان عضو هیئت علمی به استخدام دانشگاهی در بیایید؛ در شرایط فعلی این گزینه خیلی دور از دسترس هست و آینده اغلب دانشجوهای دکتری که با این هدف وارد دوره دکتری میشن مبهم هست. اگر هدف شما اینه؛ به نظر من شغل مناسب و دانشگاه متوسط در اولویت هست.

اما  اگر هدف از تحصیل دکتری؛ به دست اووردن تجربه علمی بیشتری برای کاری غیر از هیئت علمی هست؛ دانشگاه خوب این مزیت رو داره که فرصت شبکه سازی بیشتری به فرد میده و شخص می تونه خیلی بیشتر از نظر علمی رشد کنه. بر عکس تصور خیلی ها که فکر می کنن تو دوره دکتری خیلی مطالب تخصصی هست و خوندنش  برای بازار کار به درد نمی خوره؛ من نظر دیگه ای دارم؛ متاسفانه کیفیت اموزش تو مقطع لیسانس تو ایران خیلی پایین هست و اغلب افراد تو لیسانس چیزی یاد نمی گیرن (به خصوص تو سال های اخیر که اینطور شده و به جز دانشجوهایی که خودشون تلاش ریادی می کنن بقیه چیزی یاد نمی گیرن و فقط یه مطالبی رو حفظ می کنن  شب امتحان  و میرن  امتحان میدن) و تازه تو مقطع تحصیلات تکمیلی هست که چیزهایی رو که قبلا باید تو لیسانس یاد می گرفتن رو شروع می کنن به یاد گیری. اغلب افراد نرم افزارهای تخصصی رشته شون و زبان و ... رو تازه تو دوره دکتری یاد می گیرن!!! در این صورت دکتری خوندن تو یه دانشگاه خوب ( و از اون مهم تر تحت نظر یه استاد راهنمای با سواد و با انگیزه) می تونه یه گام بلند به سمت موفقیت های کاری بعدی باشه. البته یه نکته مهم هم این است که سوال کننده پرسیدن شغل مناسب و دانشگاه متوسط؛ من نمی دونم منظور از شغل مناسب چی هست؛؟ ولی اگر وافعا مناسب هست دیگه چه نیازی یه دکتری خوندن هست. بچسبید به همون شغل و اگر عاشق علم !!! هم هستید, خودتون هر چه قدر دوست دارید پیش خودتون  (به تنهایی) درس بخونید و لذت!!! ببرید؛ بیکارید میرید دکتری!!!!

----------------
نکات کلی در مورد دوره دکتری:
1-  افراد بعد از ورد به دکتری به خصوص بعد از آزمون جامع دیگه سنشون از 28-27 سال فراتر رفته  و کم کم می بینن دو ستانشون که چه بسا از اون ها ضعیف تر هم بودن درگیر کار و زندگی معمولی شدن در حالیکه اینها هنوز مشغول درس و امتحان هستن این باعث میشه اغلب دانشجوهای دکتری حداقل در مقاطعی از تحصیل شون دچار یاس و افسردگی بشن!!!
2- یه تفاوت جدی دوره دکتری از نظر درس خوندن با مقاطع قبلی اینه که کلا همه چیزش دست خودته؛ هر وقت خواستی درس می خونی و روی رساله ات کار می کنی و اکر حوصله هم نداشتی می گیری می خوابی!!! کسی کاری به کارت نداره!!! البته اگر کسی بخواد خیلی بی خیالی طی کنه خیلی راحت می تونه دوره دکتراش طولانی بشه و به 6-7 سال هم بکشه و تبدیل به یک زجر روحی تمام عیار براش بشه.
-------------------------
اگر بخوام خلاصه نظرم رو بگم اینه که: " اگه کار مناسبی دارید و یا می تونید پیدا کنید" به همون کار بچسبید. و دنبال دکتری نرید چه دانشگاه خوب و چه دانشگاه بد.
اما اگر ارشد خوندید و بیکارید و روز هاتون داره یکنواخت و به بطالت می گذره برید و دکتری رو شروع کنید؛ هم چیزهای جدیدی توش یاد می گیرید؛ هم دوستان و شرایط این دوره ممکنه کمک کنه که کاره مناسبی شاید!!! پیدا کنید هم برای چند سال از شر افسردگی بیکاری خلاص میشید."

این روزها فرصت ندارم چیزی در وبلاگ بنویسم. ولی این موضوع جالب رو دوستی توی تلگرام برام فرستاده بود گفتم اینجا به اشتراک بزارمش.


🖊 به نقل از اسماعیل بن عبد اللّه قُرَشى:

⭕️ مردى خدمت امام صادق علیه السلام آمد و گفت:

👈 اى پسر پیامبر خدا!

خواب دیدم که بیرون از شهر مدینه، در جایى که مى شناسم هستم، و گویا شَبَحى از چوب یا مردى تراشیده از چوب، بر اسبى چوبین نشسته است و شمشیرش را تکان مى دهد و من، هراسان و وحشت زده، او را تماشا مى کنم.


👤 امام علیه السلام به او فرمود:

👈 «تو قصد دارى از مردى کلاه بردارى کنى. بترس از آن خدایى که تو را آفریده است و سپس مى میراند» مرد گفت:

☝️گواهى مى دهم که تو از دانش، بهره مند گشته اى و آن را از معدنش گرفته اى. اى پسر پیامبر خدا !

اینک، تو را از آنچه برایم تعبیر کردى، آگاه مى گردانم. مردى از همسایگانم نزد من آمد و پیشنهاد کرد که مِلک او را بخرم.

من چون مى دانستم آن مِلک، خریدارى غیر از من ندارد، تصمیم گرفتم آن را به قیمت بسیار نازلى خریدارى کنم 🔹


✅ امام صادق علیه السلام فرمود:

«آن مرد، دوستدار ما و مخالف دشمنان ماست؟»

گفت : آرى، اى فرزند پیامبر خدا ! مردى است بسیار با بینش و داراى دین و عقیده استوار (بر مذهب اهل بیت علیهم السلام ) اینک ، من از قصد و نیّتى که داشتم، به درگاه خداوند عزوجل و پیشگاه شما توبه مى کنم! اى فرزند پیامبر خدا ! به من بفرما که اگر آن مرد ناصبى بود، مجاز بودم که فریبش دهم؟


امام علیه السلام فرمود:


أدِّ الأَمانَةَ لِمَنِ ائتَمَنَکَ وأرادَ مِنکَ النَّصیحَةَ ، ولَو إلى قاتِلِ الحُسَینِ علیه السلام .


🔻 «نسبت به کسى که تو را امین دانسته و از تو راه نمایى خواسته است، امانتدار باش، حتى اگر قاتل حسین علیه السلام باشد


📙 الکافی، ج 8 ص 293 ح 448

📙 بحار الأنوار : ج 47 ص 155



چند روز پیش شخصی اومده بود پیشم؛ توی این یکی دو ساله همه وقتش رو گذاشته بود روی کنکور دکتری اما موفقیتی کسب نکرده بود.

(اینکه در شرایط فعلی کسی وقت بزاره برای خوندن دکتری برای من یک سوال جدی هست!!!؛ ولی به هر حال او این کار رو کرده بود و موفق هم نشده بود.). از بیکاری شکایت می کرد و مشخص بود که در یک حالت استیصال به سر می بره و من واقعا نمی دونستم؛ چه راهنمایی میشه بهش کرد. یه مشت حرف کلی زدم که" آدم نباید نا امید باشه و حتما مصلحتی بود و ..." اینجور حرف ها شاید اون شخص رو برای چند ساعت آروم کنه ولی دوباره همون افکار چند ساعت بعد میاد سراغش.

من حس کردم چیزی که بیشتر باعث ناراحتی اون شخص شده؛ نه مشکلات خودش که بلکه طعنه هایی هست که دیگرون بهش میزنن.  

من حدس میزنم بیش از نیمی از مردم دنیا یه اخلاق خیلی  ضایعه ای  دارن و اونم اینه که:

اگه یکی ازشون موفق تر باشه؛ با تمام وجود حسودی می کنن و اگر یکی رو افتاده و زخمی ببینن یه گالن آب نمک دارن که فوری به زخمش بپاشن!!!

دوستی داشتم (خدا بیامرزدش دیگه تو این دنیا نیست) وقتی که بار سوم تو کنکور رد شد، دیدمش داغون بود!!! بهم گفت: خودم به خاطر رد شدن کلا داغونم حالا باید برم خونه و سر کوفت های بابام رو هم تحمل کنم!!!

-------------

شعور چیزیه که خیلی ها ندارن!!! و اگر شما اون رو دارید؛ گنجی دارید بی پایان و اگر ندارید فقری دارید که با هیچ ثروتی برطرف نمیشه!!!

-----------

پ ن : امروز بعد مدت ها اومدم وبلاگ بنویسم، این متن رو تا وسط هاش نوشتم که یهو یه کاری پیش اومد نشد اونطور که می خوام تمومش کنم. آخه حسنی مدرسه نمی رفت وقتیم که می رفت جمعه بود!!!

یک نفر این سوال رو از من پرسیده:

"سلام

یه سوال ذهنمو مشغول کرده
همیشه نتیجه ای که منطق از تحلیل یه واقعه میده درسته؟
(این سوال سختی واسه منه! واقعا هرچی فکر میکنم و از تجارب بقیه استفاده میکنم بازم این سوالو از خودم میپرسم، لطفا اگه فکر کردین لازمه پاسخمو بدین. چون برای چندمین باره که از نظر من که در برابر خیلی از اتفاقها منطق رو ترجیح میدم اتفاق افتادن یه موضوعی کاملا نادرسته در حالیکه فرد دیگه ای از دید خودش اتفاقا کاملا هم اون اتفاق درسته! و این تناقض مشکلاتی ایجاد میکنه )
ممکن نیست که یه اتفاقی بطور منطقی نادرست باشه ولی واقعا درست باشه یعنی عرف اونو درست بدونه؟"
------------------------

این سوال به شدت مبهم هست و نمیشه جواب خاص و روشنی بهش داد. به نظر میرسه به تعداد آدم های روی زمین منطق!!! وجود داره و همه از دیدگاه منطق خودشون وقایع رو تحلیل می کنن. به قول دکارت" بین تمام نعمت های هستی عقل تنها نعمتی است که به عدالت تقسیم شده؛ چون همه فکر می کنن عقل دارن!!!"
----------------------------------------------------------------------
یک سوال دیگه:
دوستی چند وقت پیش از من پرسیده بود: " چطور میشه فقر رو از بین برد؟"
از نظر من جوابش اینه که هیچ جور. فقر یک مفهوم مطلق نیست و یک مفهوم نسبی هست. مثلا فرض کنید 
الف) جایی هستید که شما یک دوچرخه دارید و بقیه دوستانتون پیاده هستن
ب) شما یک ماشین شاسی بلند 400 میلیونی دارید ولی بقیه دوستانتون ماشین پورشه دومیلیاردی دارن
شما تو حالت ب احساس فقیر بودن می کنید در حالیکه تو حالت الف احساس ثروتمند بودن دارید.
به نظر میرسه همیشه دو دهک پایین جامعه فقیر محسوب میشن؛ و ما هر چقدر هم که تو جامعه ی ثروتمندی زندگی کنیم همیشه عده ای بالاخره تو 2 دهک پایین قرار می گیرن و احساس فقر میکنن. هیچ کاریشم نمیشه کرد.

برای اغلب انسان ها فردا همیشه روز خوبی هست!!! چرا که تصمیم گرفتن امروز رو استراحت کنن و فردا  کاری کنند کارستان.

 این فردا خیلی روز خوبیه ولی فقط یه مشکل کوچیک داره اونم اینه که هیچ وقت نمیرسه!!!