برداشت های من از جهان پیرامون

آخرین نظرات
  • ۱۸ دی ۹۵، ۱۹:۴۹ - اسماعیل بهری
    ممنون

نمی دونم چرا دیگه انگیزه چندانی برای نوشتن در وبلاگ ندارم. البته این سرنوشت اغلب وبلاگ هاست که نویسنده هاشون بعد از مدتی نوشتن تو وبلاگ رو؛ رها می کنن،منم تقریبا  دارم به همون حالت می رسم. چون هزینه نوشتن وبلاگ بیش از منافع داشتن وبلاگ هست (البته اگر وبلاگ نوشتن منافعی داشته باشه!!!). فعلا تصمیم دارم برای چند هفته وبلاگ نوشتن رو تعطیل کنم تا بعد ببینم چی میشه.تصمیم بگیرم که  ادامه بدم یا کلا بیخیال وبلاگ نویسی بشم.

فرض کنید یک پیرمرد 80 ساله و یک جوان 20 ساله؛ هر دو بیمار هستن و هم دیگر رو هم نمی شناسن و پیرمرد مقداری پول داره با این پول می تونه دو تا کار کنه:

الف) این پول رو صرف درمان خودش کنه، در این حالت پیرمرد در سن بالا همچنان به زندگی (با کیفیت پایین دوران سالمندی) ادامه میده و جوان هم همچنان بیمار باقی می مونه

ب) پیرمرد حاضر میشه این پول رو صرف درمان اون جوان 20 ساله کنه؛ در این حالت اون جوان حالش خوب میشه و می نونه زندگی با کیفیتی داشته باشه ولی پیرمرد میمیره

به نظر شما کدوم کار درست هست، الف یا ب؟

صرفنظر از پاسخ شما؛ اگر پیرمردی گزینه ب رو انتخاب کنه؛ آیا باید او رو یک فرد فداکار دونست و یا یک فرد که خود کشی کرده؟

آیا کار این پیرمرد خداپسندانه اس و یا موجبت عقوبت برای او خواهد شد؟

----------------------------

اگر شما پیرمرد رو فداکار می دونید؛ حالا به این سوال فکر کنید:

فرض کنید یک پیرمرد بیمار مبتلا به سرطان  پزشکش میگه:" من که می دونم احتمالا ار این بیماری نجات پیدا نکنم؛ و اگرم به احتمال کم نجان پیدا کنم خیلی عمر نمی کنم و زندگی با کیفیتی هم نخواهم داشت؛ من حاضرم تا در یک فرآیند بدون درد من رو بکشی تا امکانات بیمارستان برای مبارزه با سرطان افراد جوانتر خرج بشه"

آیا این پیرمرد رو هم فداکار می دونید؟ (کار این پیرمرد با پیرمرد اول فرقی نداره؛ پیرمرد اول مستقیما پولی که قرار بود برای درمانش خرج کنه رو در اختیار جوان میزاره و پیرمرد دوم هم پولی که قرار بود به اون برسه رو ازش میگذره و میخواد صرف افراد جوانتر بشه)

اگر شما اون پزشکی باشید که پیرمرد این پیشنهاد رو بهتون داده چی کار می کنید؟

-----------------

حالت بعد:

فرض کنید شما یک پزشکید؛ پیرمردی تقریبا 100 ساله به شما مراجعه می کنه و می گه مبتلا به سرطان هست؛ میگه:هزینه درمان من که احتمالا ثمر بخش هم نخواهد بود 10 میلیون هست؛ این پول رو از من بگیر و صرف افراد جوانی کن که مبتلا به سرطان هستن؛ در عوض چون من نمی خوام تو این مدت درد بکشم من رو با تزریق دارو بکش"

شما به عنوان پزشک چه تصمیمی می گیرید؟

-------

فرض کنید شما به عنوان پزشک با درخواست پیرمرد مخالفت می کنید؛ او میره و 10 میلیونش رو به یک  سازمان خیریه که در راستای مبارزه با سرطان کار می کنه اهدا می کنه و بعد خودکشی می کنه. 

آیا این پیرمرد یک فرد فداکار است و یا یک فرد گنهکار که دست به خودکشی زده!!! (فرض کنید که اگر خودکشی نکنه به دلیل درد فراوان بیماری مجبور میشه اون 10 میلیون رو برای خودش خرج کنه)

-----------------------------------

یک موقعیت مشابه دیگه:

فرض کنید یک سرباز و یک فرمانده محاصر شدن؛ سرباز می دونه که فرمانده اطلاعات زیادی داره که به هیچ وجه نباید دست دشمن بیفته و مطمئن هست که فرمانده فردی قرص و محکم هست که می تونه جلوی شکنجه دوام بیاره، سرباز یه شایعه رو هم شنیده اونم اینکه دشمن می تونه به کمک هیپنوتیزم و در حالت غیر ارادی از افراد اطلاعات کسب کنه؛ سرباز نمی دونه این شایعه درست هست یا نه؛ فقط این رو می دونه که اگر این شایعه درست باشه و فرمانده هم دستگیر بشه ممکنه جون چند صد نفر از نیروهای خودی به خطر بیفته؛ سرباز موضوع رو با فرمانده در میان میزاره و فرمانده میگه من اگر دستگیر هم بشم به هیچ وجه اعتراف نمی کنم و به سرباز می گه اون قضیه هیپنوتیزم هم دروغه؛ اما سرباز به هر حال به این فکر میکنه که شاید فرمانده اطلاعاتش در مورد شایعه کافی نباشه و شایعه راست باشه؛ سرباز تصمیم میگیره فرمانده رو بکشه، سرباز جونش رو به خطر میندازه و با فرمانده اش درگیر میشه تا اون رو بکشه. آیا این سرباز یک قاتل است و یا یک قهرمان؟

زمانی دانشجویی داشتم؛ که چند روز قبل از امتحان با من تماس گرفت و گفت که مشکل مهمی براش پیش اومده و اگه میشه چند روز بعد از سایرین بیاد امتحان بده, من هم علی رغم میل باطنی دلم به حالش سوخت به حرفش اعتماد گردم و گفتم چند روز بعد از سایرین بیاد امتحان بده؛ روزی که قرار بود بیاد امتحان بده من کاری داشتم و نمی خواستم دانشگاه برم؛ اما چون می دونستم میخواد بیاد و امتحان بده رفتم دانشگاه؛ اومد وقتی می خواست امتحان بده ازش پرسیدم که سوالاتی رو که سایر دانشجوها چند روز قبل امتحان دادن رو دیدی یا نه؟ گفت: نه!!! من چون فکر می کردم به او خوبی کردم و اون حاضر نمیشه در برابر خوبی من (اجازه برای امتحان دادن دیرتر از سایرین) بدی کنه به حرفش اعتماد کردم و و همون سوالات رو بهش دادم. بعد از امتحان متوجه شدم که او سوالات رو قبل از امتحان دیده بود و پاسخ ها رو هم داشت!!! یاد این حکایت افتادم (نقل به مضمون).

" روزی جوانی اسب سوار؛ کنار جاده پیرمردی  رو دید؛ دلش به حال پیرمرد سوخت و از اسب پیاده شد تا پیرمرد سوار اسبش بشه!!! پیرمرد همین که سوار اسب شد, به سرعت با اسب فرار کرد!!! جوان پیرمرد رو صدا کرد و گفت: اسب رو که بردی و لااقل از این ماجرا با مردم شهر حرف نزن؛ چرا که می ترسم با کاری که تو کردی آئین جوانمردی از بین بره!!!" 

تمامی صندوق های بازنشستگی کشور  عملا ورشکسته هستن و یه جورایی خودشون حقوق بگیر دولت شدن!!! تامین اجتماعی تا حدی وضعش بهتره ولی داره نفس های آخرش رو می کشه و بزودی تامین اجتماعی هم به جرگه ورشکستگان ملحق میشه. تو ایم شرایط بحرانی که باید تصمیمات کاملا عاقلانه برای نجات این صندوق ها گرفت؛ ما همچنان داریم به شیوه غلط گذشته ادامه می دیم. یکی از شیوه های غلط که از گذشته در کشور ما رایج بوده اینه که اگر مثلا کسی بخواد بعد از 20 سال کار (به جای 30 سال کار) پیش از موعد بازنشسته بشه، بهش 2/3 حقوق بازنشستگی تعلق می گیره؛ یعنی اگر حقوق یازنشسته ای با 30 سال کار یک میلیون تومان باشه ما به کسی که 20 سال کار کرده ششصدو شصت و شش هزار تومان پرداخت می کنیم.

اما یک محاسبه نسبتا ساده نشون میده؛ تو کشوری مثل ما که میشه چیزی در حدود 6 درصد سود سالانه بیش از تورم به دست اوورد؛ باید به کسی که میخواد با 20 سال بازنشسته بشه کمتر از 400 هزار تومان پرداخت بشه!!! یعنی ما داریم به ازای هر یک میلیون حقوق بازنشستگی؛ چیزی حدود 300 هزار تومان  پول زیادی پرداخت می کنیم (به افرادی که پیش از موعد بازنشته میشن) که فشار مضاعفی رو به صندوق های بازنشستگی در حال احتضار وارد می کنه!!!هزینه چنین تصمیات اشتباهی برای کشور خیلی خیلی بیشتر از هزینه چیزهای پر سر و صدایی مثل اختلاس و اینجور چیزهاست ولی کسی اصلا توجهی به این تصمیمات اشتباه نداره.

انگیزه نوشتن این مطلب این خبر بود.

یکی از خوانندگان وبلاگ این سوال رو از من پرسیده:

"سلام.خسته نباشید.من دانشجو ارشد برق هستم.زمانی که که واس کنکور درس ریاضی مهندسی رو میخوندم توی قسمت انتگرال مختلط همش واسم سوال بود که این عددی که بدست میارم چیه اصلا>مساحته؟حجمه؟طوله؟.توی انتگرالهای یگانه که مساحت زیر نمودار به دست می آد ولی انتگرال مختلطو درک نکردم هنوز.اگه میشه راهنمایی کنین.توی قسمت انتگرال روی منحنی و روی سطح ریاضی2 هم متوجه نشدم چیو دارم حساب میکنم.ممنون میشم اگه راهنمایی کنید."

-----------------------------------------

در مورد انتگرال مختلط بزارید اول خیالتون رو راحت کنم که هیج تعبیر هندسی و یا فیزیکی مفیدی نداره و در واقع یک تعمیم سر راست از انتگرال توابع حقیقی هست. در کتاب توابع مختلط نوشته چرچیل که معروف‌‌ترین رفرنس درس توابع مختلط در سطح دانشگاه هاست در انتهای بخش 40 این کتاب نوشته شده:


"Definite integrals in calculus can be interpreted as areas, and they have other interpretations as well. Except in special cases, no corresponding helpful interpretation, geometric or physical, is available for integrals in the complex plane"


  البته این به معنی مفید نبودن انتگرال مختلط نیست!!! مثلا فرم کلی تبدیل لاپلاس معکوس رو میشه به شکل یک انتگرال مختلط نوشت (به بخش 88 کتاب توابع مختلط چرچیل ویرایش هشتم رجوع کنید)  و یا بعضی از انتگرال های حقیقی رو که با روش های عادی نمیشه حساب کرد؛ میشه به فرم مختلط جواب اونها رو به دست اوورد که احتمالا این موضوع رو در درس ریاضیات مهندسی دیدید.

اما برای اینکه به هر حال بدونیم این عددی که توی انتگرال مختلط به دست میاد چی رو نشون میده و اصلا چی هست. اول باید برگردیم به مفهوم ضرب اعداد مختلط. هر عدد مختلط چیزی جز یک بردار در صفحه نیست و بنابراین یک طول داره و یک زاویه با جهت مثبت محور ایکس ها: وقتی که  دو عدد مختلط

\begin{array}{l}
{z_1} = {r_1}{e^{i{\theta _1}}}\\
{z_2} = {r_2}{e^{i\theta 2}}
\end{array}

 رو در هم ضرب می کنیم به یک عدد مختلط می رسیم که اندازه اش به اندازه حاصلضرب این دو عدد مختلط هست و زاویه اش با محور ایکس ها برابر مجموع زوایای این دو بردار هست.یعنی

{z_1}{z_2} = {r_1}{r_2}{e^{i({\theta _1} + {\theta _2})}}

اما از طرفی انتگرال تابع مختلط f(z) روی مسیر C رو میشه به صورت زیر در نظر گرفت:

\int\limits_C {f(z)dz =  {\lim }\limits_{\max \{ \Delta {z_i}\}  \to 0} } \sum\limits_{i = 1}^n {f({z_i})\Delta {z_i}}

اونوقت براساس چیزهایی که تا اینجا گفتم معنی \int\limits_C {f(z)dz}  با کمی اغماض این میشه:

" اگر به هر نقطه از مسیر C برداری به نام u که از دوران بردار {f(z)} به اندازه زوایه شیب خط مماس بر منحنی C در آن نقطه به دست می‌آید نسبت دهیم؛ و بعد میانگین این بردارهای u را حساب کنیم \int\limits_C {f(z)dz}  به دست می‌اید."

خلاصه همه این حرف ها اینه که: "  انتگرال گیری مختلط: محاسبه میانگین بردارها است." (که این بردارها به مفهومی که در بالا گفتم هستند). 

---------

در مورد قسمت بعد سوال که تعبیر انتگرال خط و انتگرال سطح چیه؛ تو اغلب کتاب های ریاضی عمومی به طور مفصل این موضوعات توضیح داده شده (مثلا کتاب ریاضیات عمومی توماس). مثلا در مورد انتگرال خط روی مسیر C؛ فرض کنید روی این منحنی دیواری ساخته شده که ارتفاع دیوار در هر نقطه ی منحنی ؛ برابر مقدار تابع f(x,y) تو اون نقطه باشه. در این صورت انتگرال خط تابع f(x,y) روی این مسیر C برابر است با مساحت دیوار است.



پ ن: اگر در آینده فرصت کنم؛ یک ویدیو با متلب و یا کتابخانه matplotlib پایتون می سازم (هیچی مثل پایتون نمی تونه خوب نمودار بکشه!!!)که  مفهوم انواع انتگرال ها رو به صورت یک انیمیشن نشون بدم. شاید توی عید فرصت این کار فراهم بشه. به شرطی که تا اون موقع انجام این موضوع یادم نره!!!

نیوتن دانشمند جالبی بوده؛ گاهی وقت ها برای چند سال هیچ کاری نمی کرده؛ بعد یهو چند ماه فوران می کرده و تو این دوره فوران کلی نتیجه جدید کشف می کرده.

منم گاهی شبیه نیوتن میشم؛ البته نه شبیه دوره فورانش؛ بیشتر شبیه دوره سکوتش می شم!!! یعنی گاهی وقت ها به مدت چند روز هیچ کاری؛ دقیقا هیچ کاری نمی تونم انجام بدم. حالا علتش چیه نمی دونم. 

تنها نکته مثبت این حالت اینه که خیلی نگران نمی شم چون نیوتن هم مثل من بوده!!!

از شانس بدمون تو حیاط خونمون درخت سیبم نداریم لااقل تو این مدت  یه چیزی کشف کنیم!!!

الآن به سایت پلیس راهنمایی رانندگی مراجعه کردم تا میران جریمه های رانندگیم  رو بفهمم. و وقتی که وارد بخش استعلام میزان تخلفان رانندگی شدم؛  سایت بالا نیومد!!! 

امشب که سایت بالا نیومد؛ ولی این سایت یه ایراد دیگه هم داره اونم اینه که وقتی شما جریمه ای رو پرداخت می کنید بلافاصله اون جریمه از تخلفات شما حذف نمیشه و حذف شدنش چند روز طول می کشه!!! اینکه جریمه هایی که انجام شده چند روز بعد تو سایت پلیس ثبت بشه کاملا طبیعیه (چون بالاخره بعضی از قبض ها دستی صادر میشن و اطلاعاتشون بعدا وارد سایت پلیس میشه)؛ اما اینکه بعد از پرداخت جریمه چند روز طول میکشه تا جریمه های پرداختی از تو این سایت حذف بشن غیر طبیعی هست و باید بلافاصله پاک بشن!!!

--------------

راستی دو گیگ اینترنتی رو که قرار بود بابت سرشماری اینترنتی بدن؛چی شد؟ دادن یا نه؟


-------------

پ ن: امروز به سایت پلیس راهنمایی و رانندگی رفتم مشکلی نداشت. گفتم این رو اینجا بگم تا بی انصافی نشده باشه!!!

یک حسنی که دوران تحصیل فوق لیسانس و دکتری برای من داشت؛ مطالعه داخل اتوبوس هر هفته در مسیر رفت و برگشت به تهران بود!!! نصف این مطالعه؛  مطالب غیر درسی بود و نصفشم درسی!!! بیش از نصف مقالاتی رو که دوران تحصیلات تکمیلی نوشتم؛ ایده هاش رو داخل اتوبوس به دست اووردم و تو اتوبوس بهشون فکر کردم.

کتاب های غیر درسی هم که خوندنشون تو اتوبوس فوق العاده بود؛ چون گاهی اینقدر از  کتابه خوشم میومد که اصلا دوست نداشتم اتوبوس به مقصد برسه و من مجبور بشم خوندن اون کتاب رو متوقف کنم. 


------------------

البته اون وسط های دکتری؛ خیلی فشار روم بود و باید تا نزدیک های شب تهران تو دانشگاه میموندم و بعد میومدم خونه و فردا صبحشم باید میرفتم سرکار؛ اون موقع ها دیگه تو اتوبوس کاری نمی تونستم کنم و همینطوری خوابم می گرفت. یکبار که خیلی خسته از تهران برگشتم وقتی از ماشین پیاده شدم؛ یه تاکسی اینجا بود که سوار شدم؛ و توی ماشین هم همش چشام بسته بود؛ یه مرتبه راننده گفت شما نمی خوای پیاده شی اخرشه؛ من چشمم رو باز کردم دیدم همه مسافرا پیاده شدن؛ و چون هوا تاریک بود من اصلا نمی دونستم الان کجاس شهریم که پیاده شم؛ اصلا نمی دونم راننده کجا رفته بود؛ الکی به راننده گفتم که من تو این شهر مسافرم و شهر رو نمی شناسم؛ من رو ببر میدون مطهری!!! 

 ولی سال اخر دکتری؛ اوضاع کاملا روبه راه بود؛ مقالاتم رو فرستاده بودم و کاری نداشتم جز انتظار برای اومدن جوابشون؛ دیگه از اون خستگی های قبلی هم خبری نبود و راحت میشد تو اتوبوس کتاب غیر درسی خوند.

------------------------------------

100 سال قبل کسانیکه کارشون درست کردن نعل برای اسب ها بود فکر نمی کردن که اونها آخرین نسل از صنعتگرانی باشن که دارن نعل تولید می کنن؛ البته اونها میومدن تو خیابان و کم کم می دیدن که یه وسیله به نام خودرو ساخته شده که داره کاره اسب رو می کنه. حدس می زدن که دنیا داره تغییر می کنه اما  باور نمی کردن!!!

ما امروز در چنین موقعیتی هستیم؛ فناوری داره روز به روز بارهای سنگینی رو که رو دوش ماست رو بر میداره. و ابزار ساخت بشر قادر هستن به مراتب بهتر از خود بشر کارها رو انجام بدن. 

در صد سال آینده چه شغلی برای انسان ها باقی می مونه؟ 

جواب: عملا هیچ شغلی.

مثلا خودروهای بدون راننده؛ شغل میلیون راننده و صافکار و افسر راهنمایی و اموزشگاه های رانندگی رو از بین می برن!!!تراکتورهای بدون راننده زمین ها رو شخم می زنن و کمباین های بدون راننده اون ها رو درو می کنن!!! قبل از اینکه علائم بیماری ظاهر بشه؛ گوشی ها موبایل بیماری رو تشخیص و چه بسا به صورت خودکار فرایند درمان رو هم شروع کنن!!!

پس اون موقع انسان ها چی کار می کنن؟

جواب: فقط تفریح!!!

------------

در صد سال آینده هوش مصنوعی به چنان مرحله ای از تکامل میرسه؛ که برتریش رو نسبت به هوش انسانی دیکته می کنه. به نظر میرسه که اون موقع لحظه ای هست که انسان ها به مرز بازنشستگی میرسن؛ همونطور که نعل سازها رسیدن!!! ما الآن مثل نعل سازهای 100 سال قبل هستیم که کم کم داریم خودروها (سیستم های ساده مبنتنی  بر هوش مصنوعی ) رو تو خیابون ها می بینیم. خوش به حال آدم های 100 سال بعد!!!