برداشت های من از جهان پیرامون

آخرین نظرات

سفر کربلا

دوشنبه, ۱۵ آبان ۱۳۹۶، ۰۵:۴۰ ب.ظ

حالا که این روزها موضوع پیاده روی اربعین داغ هست، گفتم شاید بد نباشه؛ کمی از مشاهداتم رو در مورد سفر کربلایی که امسال شهریور ماه رفتم بنویسم. موضوعاتی که می نویسم خیلی ترتیب خاصی نداره و هر چی به ذهنم برسه رو می نویسم. (سعی می کنم چیزهایی که می نویسم خیلی تکراری نباشه)

1- در مهر کردن پاسپورت ها هنگام ورود- خروج به عراق؛ انصافا مامورین ایرانی خیلی تر و فرز بودن؛ اما مامورین عراقی خیلی شل و ول بودن؛ مامورین عراقی هی دو دقیقه به دو دقیقه از پشت میزشون بلند میشدن و می رفتن قدم می زدن واسه خودشون؛ یعنی من حدس می زنم بازده کاری نیروهای ایرانی 2 برابر عراقی ها بود.

2- توی عراق به خصوص بغداد و اطرافش (کاظمین و سامرا ) و کربلا به نظر میرسه مقتدی صدر نفوذ زیادی داره و عکسش همه جا رو در و دیوار هست؛ البته تو نجف این شکلی نبود و چندان عکسی از مقتدی صدر دیده نمی شد و بیشتر عکس آیت الله سیستانی دیده می شد. همچنین عکس های متعددی از رهبری و امام خمینی رو میشه در جای جای عراق دید.

3- توی نجف و کربلا چندین تا تبلیغ آموزش زبان فارسی دیدم. خیلی جالب بود برام!!! به نظر میرسه با سفر هر ساله تعداد زیادی از ایران به عراق بازار آموزش زبان فارسی هم اونجا داغ شده.

4- عراق کلا کشور پر آبی بود. اصلا من فکر نمی کردم اینقدر تو عراق آب زیاد باشه. دجله و فرات واقعا  رودخانه های پر  آبی هستن.

5- سیستم سیم کشی برق خونه ها فوق العاده نا ایمن و درهم و برهم بود؛ یعنی خود این سیستم سیم کشی ساختمون هاشون از تو خیابان یک جاذبه توریستیه!!!

6- شهرهای کربلا و بغداد فوق العاده کثیف بودن، همه جا پر آشغال بود. وضعیت تو نجف خیلی بهتر بود و به مراتب از کربلا و بغداد تمیز تر بود.

7- ماشین های توی خیابان های عراق؛ یه سر و گردن از ماشین های توی خیابان های ایران بالاتر بودن. کلی ماشین باکلاس داشتن و درعین حال کلی پراید و سمند هم به عنوان تاکسی در عراق بود؛ البته ماشین های غیر تاکسی به ندرت پراید و سمند بود و همه ماشین های با کلاس!!! بودن.

8- نیروهای امنیتی به شدت همه چیز رو تحت کنترل داشتن، در مسیرهای منتهی به شهرهای بغداد و کربلا؛ در فاصله های خیلی کوتاه، شاید هر 500 متر یک مقر بتونی برای نیروهای امنیتی ساخته شده بود؛ که تعدادی نیروی نظامی با امکانات کامل داخلشون مستقر بودن.

9- نیروهای نظامی عراق ( چه پلیس و چه ارتش) هیکل و قد و قامت کاملا ورزیده ای داشتن و از این نظر نسبت به نیروهای نظامی که من در ایران می بینم سرتر بودن. شاید علتش این باشه که در عراق سربازی وجود نداره و همه نیروهای نظامی باید استخدام بشن و ممکنه داشتن هیکل مناسب جز شرایط استخدام باشه. البته کلا به نظر می رسید عراقی ها یه مقدار نسبت به ایرانی ها از نظر جثه بزرگ تر هستن

10- تو عراق تعداد سیگاری ها فوق العاده زیاده؛ و تعداد زیادی از مردان سیگاری بودن؛ در مقایسه  با اونها ایرانی ها زیادی پاستوریزه هستن.

11- آسفالت خیابوناشون فوق العاده بد بود (در مقایسه با آسفالت خیابان ها در ایران) و البته در شهر بغداد ترافیک زیادی هم وجود داشت.

12- رانندگی شون از ما ایرانی ها بدتر بود؛ ما با اینکه شهره هستیم به بد رانندگی کردن اما از نظر رانندگی یه سر و گردن بالاتر از عراقی ها هستیم.

13- تو ورودی شهرهایی مثل بغداد یه عده بودن داشتن گوشت می فروختن؛ گوشت ها رو تو اون هوای گرد و خاکی و بسیار گرم عراق همین جوری از یه چوبی آویزون کرده بودن و می فروختن!!!  یه عده هم ماهی زنده پشت وانت می فروختن!!! اونم به این شکل که پشت وانت یه نایلون انداخته بودن و بعد پشت وانت آب ریخته بودن و توش ماهی بود و می فروختن!!!

14- مغازه دارها تسلط خوبی روی زبان فارسی داشتن.

15- داخل حرم امام حسین علیه السلام یه موزه بود؛ اونجا عکسی از یک تکه خاک گذاشته بودن که می گفتن متعلق به اطراف مرقد امام حسین علیه السلام هست و می گفتن (مسولین موزه) که این خاک در روز عاشورای سال 1391 یه مرتبه به رنگ قرمز در اومده، من وقتی از شون پرسیدم الآن اون خاک کجاست گفتن توی انباری گذاشتیم چون مردم میومدن دورش تجمع می کردن و ازدحام میشد. من ازشون پرسیدم آیا بعد از روز عاشورا دوباره رنگ خاک به حالت طبیعی برگشت؛ گفتن نه؛ و خاک ار اون سال قرمز شده و دیگه همونجور قرمز مونده!!! راستش رو بخوایید من خیلی ماجرا رو باور نکردم؛ چون اگر قرار بود خاک قرمز بشه و همون جور قرمز باقی بمونه باید سال های قبل تر قرمز میشد دیگه؛ چرا تا سال 91 وایسوده و بعد قرمز شده

16- توی اطراف حرم ها؛ ایرانی خیلی زیاد بود طوریکه؛ ادم احساس می کرد یه جایی تو ایران هست.

17- مسجد کوفه و مسجد سهله خیلی بزرگ بودن؛ فکر نمی کردم اینقدر بزرگ باشن. 

18- به نظر میرسه بعد از پخش سریال مختار نامه افرادی مثل مختار ثقفی و هانی بن عروه خیلی برای ایرانی ها محبوب شدن؛ چون معلوم بود با ذوق و شوق زیادی این دو نفر رو ایرانی ها در مسجد کوفه زیارت می کردن.

19- اسباب بازی تو عراق خیلی ارزانتر از ایران بود و تنوع اسباب بازی زیادی هم (نسبت به ایران) تو عراق بود.

20- هوا فوق العاده گرم بود.

21- تو اطراف جاده ها به خصوص جاهای حساس و اطراف مراکز نظامی؛ کیسه های خیلی بزرگی بود که پر خاک کرده بودن؛ احتمالا برای جلوگیری از حملات نیروهای انتحاری با ماشین؛ این کار رو کرده بودن.

22- در مورد عکس های شهدای عراقی که در نبرد با داعش شهید شده بودن کلی سلیقه به خرج داده بودن و عکس های جالبی از اونها رو در جای جای شهرهاشون نصب کرده بودن. ( همین چند روز پیش بود که نخست وزیر حیدر العبادی پرچم عراق در القائم به اهتزار در اوورد و با آزادی القائم دیگه داعش تقریبا شهر مهمی رو در عراق در اختیار نداره و عملا شرشون از سر مردم عراق کم شد)

23- در شهرهای نجف و کربلا؛ مردم مرده هاشون رو به حرم می اووردن و دور ضریح می چرخوندن ( این کار قبلا در قم هم رایج بود) به خصوص در نجف که معلوم بود مرده هایی رو حتی از شهرهای دیگه روی ماشین میذاشتن و به حرم امام علی علیه السلام می اووردن.

24- قبرستان وادی السلام واقعا بزرگ و جالب بود. 

25- توی (فکر کنم بغداد) یه ساختمانی بود شبیه قارج؛ به نظرم خیلی جالب بود؛ البته هیچ پنجره ای چیزی روش نبود؛ خیلی دوست دارم بدونم اون ساختمون چی بود.

  • عباسی

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی